همچنين استدلال امام على ( ع ) مبنى بر به ارث بردن ولايت بر مسلمانان با وجود عموى پيامبر ( ص ) به استناد سخن رسول خدا ( ص ) كه فرمود :
« يا بنيعبدالمطلب إني قد بعثت اليكم بخاصة و الى الناس بعامة و قد رأيتم من هذا الامر ما قد رأيتم ، فأيكم يبايعني على أن يكون أخي وصاحبي ووارثي » « 1 »
مؤيد آن است كه اين وزارت ، فراتر از اهلبيت بوده و وصايت خلافت در دين مىباشد ؛ اما نورولى همه اينها را ناديده گرفته است .
وى در جاهاى ديگر نيز از ميان روايات بىشمار درباره يك مسئله ، گزارشى را پذيرفته و بيان كرده كه در راستاى اهدافش به كار مىآمده است ؛ مانند رافضى ناميده شدن شيعيان از سوى زيد « 2 » و شيعه وانمود كردن ابن ابىالحديد - كه در كتابش فراوان ، خود را از اهلسنت ، و در مقابل شيعه قرار داده و از شيعه بدگويى كرده « 3 » - و شنيع ، مستهجن و مردود شمردن برخى روايات او . « 4 » نورولى فقط دفاعيههاى ابن ابىالحديد
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، صص 63 و 64 ؛ مناقب علىبنابىطالب ، ابنمردويه ، ص 290 .
( 2 ) . ر . ك : به صفحه 15 كتاب .
( 3 ) . ر . ك : شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، صص 12 ، 14 ، 27 ، 156 ، 161 ، 168 و ج 2 ، صص 21 ، 36 ، 37 ، 41 ، 44 و ج 3 ، صص 115 ، 223 ، 228 و . . . .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 60 .