تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
با اينكه اولًا عدالت نسبى است ، و ثانياً گفته سبكى كه هر فردى مدح بيشترى داشت ، تضعيف او ناديده انگاشته شود ، عموميت ندارد ، اما بديهى است كه اختلاف رجاليان در تضعيف و توثيق راويان ، آن هم در سطحى وسيع و متناقض ، نشان از تأثير تعصبات و هواهاى نفسانى در تضعيف افراد دارد و گروهى از محدثان ، به سبب حسادت يا دشمنى تضعيف شده‌اند . منازعات سياسى و مذهبى و درنتيجه تخريب ديگران در منابع رجالى آن‌قدر گسترده و شايع است كه امثال « ابن‌عبدالبر » و « ذهبى » را وادار ساخته ، تا قاعده‌اى وضع كنند مبنى بر اينكه بيشتر مواقع ، جرح و تضعيف معاصران درباره يكديگر را نبايد پذيرفت . « 1 » در اين زمينه ابن‌عبدالبر بابى مستقل با عنوان « حكم قول العلماء بعضهم فى بعض » تدوين كرده است « 2 » و ذهبى تصريح مىنمايد كه رجال‌شناسان بزرگ اهل‌سنت را مصون و معصوم از خطا و تمايلات نفسانى نمىداند « 3 » و تأكيد مىكند اگر تضعيف و تكذيب افراد به سبب دشمنى شخصى يا مذهبى يا حسادت باشد ، نپذيرفتن آن اولاتر خواهد بود . همچنين معتقد است هيچ‌كس جز پيامبران و صديقان ، كه خداوند آنان را از خطا باز مىدارد ، در هيچ دوره و زمانى به دور از حب و بغض نبوده است « 4 » ؛
هامش
( 1 ) . البته بعيد به نظر مىرسد كه جز در مواردى خاص به آن پايبند شده باشند . ( 2 ) . ر . ك : جامع بيان العلم و فضله ، ج 2 ، ص 150 . ( 3 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 7 ، صص 40 و 41 . ( 4 ) . « قلت : كلام الاقران بعضهم فى بعض لايعبأ به ، اذ لاح لك انه لعداوة او لمذهب او لحسد ماينجو منه الا من عصم الله و ما علمت أن عصرا من الاعصار سلم اهله من ذلك ، سوى الانبياء و الصديقين و لو شئت لسردت كراريس » ؛ ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 111 . صفدى هم به نقل از : ذهبى مىگويد : اگر اين سخنان انتقادى را بپذيريم ، پايانى ندارد . سپس اين گفته ذهبى را منصفانه خوانده است و نمونه‌اى از اين‌گونه نزاع‌ها را بيان مىكند ؛ الوافى بالوفيات ، ج 2 ، ص 134 .