السلمى » « 1 » و « يحيى بن ابراهيم بن على اليحيى » « 2 » در ميزگردى با عنوان « اثر التشيع فى كتابة التاريخ » تأثير شيعه در تاريخنگارى اسلامى را بررسى كرده و درواقع ، شيعه را به جعل انبوهى از اخبار و روايات متهم ساختهاند . اين اقدامات متعصبان وهابى ، دكتر نورولى را تشويق كرده است تا سهمى در اين جريان داشته باشد و با اين انگيزه موضوع رساله دكتراى خود را تأثير شيعه در تاريخنگارى اسلامى ، اما با ديدگاهى بدبينانه و با پيشفرض جعل و تحريف ، انتخاب كرده است . نورولى بنيان تحقيقش را بر اين آثار استوار ساخته و در تدوين كتابش ، همان رويه يكسونگرى آنان را به كار برده است ؛ مثلًا مبناى وى در تضعيف و تكذيب راويان و رد روايات آنان ، استناد به كتب رجالى سنى است ؛ اما مىبينيم كه بدون توجه به شخصيت راوى كذابى چون « سيف بن عمر تميمى » ( م . حدود 180 ه . ق ) ، خالق شخصيت موهوم عبدالله بن سبا كه رجاليون اهلسنت بهشدت او را تضعيف و حتى به زنديقبودن متهم كردهاند « 3 » ، ابنسبا را با تكيه بر تحقيق « سليمان العوده » ، منشأ پيدايش تشيع و عقايد شيعه معرفى مىكند . اگر پژوهشهاى متأخرى را كه در انكار وجود ابنسبا نوشته شده است ، ناديده بگيريم ، براساس روش نورولى بايد اخبار سيف بن عمر دروغگوى خبرساز نيز مردود شمرده مىشد ، ولى چون هدف او تضعيف شيعه
هامش
( 1 ) . استاد دانشگاه امالقرى و نويسنده كتاب « منهج كتابة التاريخ الاسلامى » .
( 2 ) . استاد دانشگاه و نويسنده كتاب « مرويات ابىمخنف فى تاريخ الطبرى » .
( 3 ) . ر . ك : الكامل فى ضعفاء الرجال ، ابنعدى ، ج 3 ، ص 435 ؛ كتاب الضعفاء ، ابونعيم اصفهانى ، ص 91 ؛ الضعفاء الكبير ، عقيلى ، ج 2 ، ص 175 .