نكتهاى كه بيان آن مفيد و شايد ضرورى باشد ، « قاعده جرح و تعديل » است . براساس اين قاعده ، اگر يك فرد ، هم توثيق و هم تضعيف شده باشد ، محدثان و رجالشناسان ، تضعيف را مقدم مىدانند و آن فرد را ضعيف مىشمارند . « 1 » با تمسك به اين قاعده ، افراد بسيارى از درجه اعتبار ساقط مىشوند و منقولات آنان نيز سنديتشان را از دست مىدهند . البته اگر اين اصل كامل و دقيق اعمال شود ، شايد افراد اندكى يافت شوند كه از دم تيغِ نقدِ مخالفان و رقبا رهيده باشند ؛ ازاينرو چنين رويكردى به شناخت راويان ، منطقى و درست نيست و با انتقادهايى مواجه شده است . « 2 » « تاجالدين عبدالوهاب بن على بن عبدالكافى سبكى » ( م . 771 ه . ق ) از كسانى است كه بهشدت از اين قاعده پرهيز مىكند و مىگويد :
درباره جرح افراد عادل و موثق و نيز كسانى كه مدحشان بيشتر از جرحشان است ، درست آن است كه چنين جرحى را قرينهاى بر تعصب مذهبى يا مشابه آن بدانيم و بدان توجه نكنيم . در غير اين صورت ، يعنى با تقديم جرح بر تعديل به طور مطلق ، هيچكدام از بزرگان دين هم از آن نجات نخواهند يافت . « 3 »
هامش
( 1 ) . نصب الرايه ، زيلعى ، ج 1 ، ص 264 ؛ تاريخ ابنخلدون ، ج 1 ، ص 312 ؛ الجوهر النقى ، ماردينى ، ج 3 ، ص 209 ؛ حاشية رد المختار ، ابنعابدين ، ج 4 ، ص 236 ؛ تحفة الاحوذى ، مباركفورى ، ج 1 ، ص 279 ؛ عون المعبود ، عظيم آبادى ، ج 1 ، ص 74 ؛ ارواء الغليل ، البانى ، ج 1 ، ص 89 ؛ أضواء على السنة المحمديه ، ابوريه ، ص 336 .
( 2 ) . صحيح مسلم بشرح النووى ، نووى ، ج 1 ، ص 25 .
( 3 ) . طبقات الشافعية الكبرى ، سبكى ، ج 2 ، ص 9 . وى بحث مفصلى در حدود پانزده صفحه در اين باره دارد .