مصادر اهلسنت است . « 1 » براى معرفى حارث بن حصيره ، فقط يكبار به « خلاصة تنقيح المقال » ارجاع داده كه در آن كتاب وى را امامى مجهول ناميده و حدود چهل مورد ارجاع او به آثار اهلسنت است . « 2 » در نقد عمرو بن شمر ، يك بار به رجال نجاشى ارجاع داده است كه او را به شدت ضعيف و جاعل خوانده و دو مورد نيز به مجمع الرجال آدرس داده كه به نقل از كشى و ابن غضائرى متهم به غلو و تفويض شده است و ديگر منابع او سنى است . « 3 » در معرفى عمرو قناد ، « 4 » عبدالرحمان بن صالح عتكى « 5 » و اسماعيل فزارى « 6 » نيز از هيچ منبع شيعى بهره نگرفته است . به نظر مىرسد دليل اين چند ارجاع اندك به كتب شيعه ، تضعيف اين افراد در منابع رجالى شيعه بوده است .
نقد ديگر افراد نيز كموبيش با همين سبك و سياق است كه در ادامه آن را بررسى خواهيم كرد .
ج ) نقد اسناد و منابع كتاب
مشاهده شد كه در اينجا نيز نقدهايى ، چه در گزينش منابع تحقيق و چه در چينش آنها ، بر نورولى و تأليف او وارد است . اما پيش از بيان نقدها
هامش
( 1 ) . صص 48 - 51 .
( 2 ) . صص 51 - 55 .
( 3 ) . صص 55 - 58 .
( 4 ) . صص 58 - 60 .
( 5 ) . صص 61 - 64 .
( 6 ) . صص 64 - 66 .