تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
اين محل در منطقهء السّبِخة بين دو وادى « نطاة » و « الشق » در خيبر قرار دارد . و تطابق آن با موقعيت فعلى مسجد خيبرىها ، در پايين قلعهء مرحب بسيار مشكل است . اگر چنانچه بعضى از مورخان گفته‌اند ، قلعهء مرحب را در نطاة بدانيم ، مشكلى پيش نمىآيد . ولى اگر الكتيبه را جزء بلندىهاى نطاة ندانيم ، مشكل حل نشدنى است . فيروزآبادى نطاة را اساساً « اسم لأرض الخيبر » خوانده است . و اين رأى با گفتهء مؤلف كتاب : « المناسك » و « معجم ما استعجم » ( ص 540 ) كه صريحاً مىگويند : « وفي نطاة حصن مرحب وقصره » اختلاف تاريخى پيدا نمىكنيم : اما چه بايد كرد وقتى در بعضى از متون مىخوانيم : « وفي الكتيبة حصون : منها القموص . . . » . « 1 » ابن سعد اين تفكيك را پذيرا نيست . در « الطبقات الكبرى » « 2 » بدون ترديد و شك نظر مىدهد كه : « النطاة والشق خمسة أجزاء ، فكانت الكتيبة جزءاً منها » . با اين حلقه ، شكاف بين دو گروه از اقوال و آراء تاريخى و جغرافيايى از بين مىرود . بنابراين و به اعتبار اين گفته مىتوان چنين نتيجه گرفت كه : مسجد الصخره همان المنزله ، و همان مسجدى است كه در بيان موقعيت آن گفته‌اند : پايين قلعهء مرحب در وادى الذايديه است . ولى با توجه به واقعيت امر كه محل توقف نخستين پيامبر دور از آخرين قلعهء گشوده شده بود ، و تقريباً با مقياس‌هاى امروزى كه مورد تطبيق جغرافيايى قرار داده‌ايم ، سه كيلومتر فاصله است ، حصول اطمينان نهايى در اين خصوص لااقل براى اين حقير ممكن نيست . البته اين امر دليل آن نمىشود كه ما به موقعيت فعلى مسجد به عنوان محل اقامت پيامبر ترديد داشته باشيم . آنچه كه مورد شك است تطبيق دو نام الصخره و المنزله بر محل فعلى مسجد است . ولى در گفتگوهاى فراوانى كه با اهالى خيبر داشتيم ، همگى به يك مسجد اذعان دارند و آن همين بود كه در برابرش قرار داشتيم . زمين مسطحى كه حدود آن را با چيدن سنگ‌هاى حره و تنه‌هاى درخت خرما به
هامش
( 1 ) . حياة سيد العرب - ج 3 ، ص 118 ( 2 ) . ج 5 ، ص 388