اهميتترين قلعهء يهوديان از نظر سلطه بر سرزمين اطراف است ، به خوبى قابل مشاهده بود . پيكرهء 9 - 4
و چون از دامنهء آن ، در ميان نخلستانها به آن نظاره مىكرديم ، هيبت تاريخى آن را با اوصاف مورخان مطابق مىديديم .
پيكرههاى 10 - 4 ؛ 11 - 4
2 / ح : مسجد الصخره
در قرن سوم هجرى صاحب « المناسك » ( ص 540 ) به صراحت در پايين حصن القموص چنين ياد كرده است : « والحصن الأعظم القموص ، هو الذي فتح على يد عليّ ابن ابيطالب رضى الله عنه ، وأسفله مسجدالنبيّ » .
در بررسىهاى تاريخىِ سرزمين خيبر ، ما با سه محل به عنوان مسجد خيبر ، و به اعتبار محل نمازهاى محمد و اقامت او در طول روزهاى متمادى واقعه ، روبرو مىشويم .
يكى : به نام مسجد الصخره ، دوم : به نام مسجد المنزله و سوم : مسجدى در پايين قلعهء مرحب .
واقدى در « المغازى » « 1 » به يك سند تاريخى استناد مىكند كه به نظر مىرسد اعتبار نام المنزله يا الصخره مربوط به آن باشد :
« چون پيامبر به ناحيهء منزله رسيدند ، در آنجا منطقهاى را مسجد خود قرار دادند و نافلهء آخر شب را گزاردند . در اين هنگام ناقهء آن حضرت برخاست و به راه افتاد و لگامش را از پى خود مىكشيدند . و آهنگ صخرهاى داشت ، پيامبر فرمود آن را آزاد بگذاريد كه مأمور است . و حيوان كنار صخرهء سنگى زانو زد ، پيامبر به آنجا رفتند و دستور دادند بار و بنه ايشان را همانجا بگذارند . و به مردم هم دستور فرمود كه به آنجا كوچ كنند . و در آنجا مسجدى ساختند كه تا امروز هم آنجا مسجد اهالى خيبر است » .
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 642 ؛ ج 2 ، ص 489