پس از پشت سر گذاردن كوه نمار در برابر حره رجيع قرار گرفتيم . و آنگاه پس از طى الصُّلصله و دو روستاى كوچك آن در چهل و هشت كيلومترى جنوب قلاع خيبر در قسمت شمال والى الغرس بناى مدرسهاى جلب نظرمان نمود . و سپس به منطقهاى كه سد الحصيد در جنوب غربى خيبر ، و در فاصلهء سى كيلومترى آن واقع بود ، ره سپرديم .
نخستين روستاى بزرگى كه در سرزمين خيبر برابرش قرار گرفتيم ، شُرَيف در وسط ارتفاعاتى قرار داشت كه قلاع خيبر بر آن بنا شده بودند . از آنجا به نخلستانهاى گستردهء سرزمين اصلى خيبر رسيديم .
عمدهء اين نخلستانها در دامنهء بلندىهاى الكتيبه در وادى الزايديه جاى دارد . و نماى عمومى آن هر سياح و پژوهندهاى را به قرون گذشته باز مىگرداند .
نشان آبادانى خيبر همين بود كه امروزه نيز آن را مىنگريم .
پيكرههاى 3 - 4 ؛ 4 - 4 ؛ 5 - 4
1 / ح : قلعهء مرحب
گفتيم بزرگترين قلعهء بنا شده بر بلندىهاى الكتيبه را القموص مىنامند . همانى كه چون مرحب سالار خيبريان ، در آن اقامت مىگزيدند ، به نام قلعهء مرحب در تاريخ شهرت دارد .
سرنوشت نهايى وقايع خيبر ، در گرو گشودن چنين قلعه از قلاع خيبر بود . و مورخان بهاتفاق گفتهاند كه علىبن ابىطالب به تنهايى مرحب را كه رجزخوان ، مبارز مىطلبيد ، از پاى درآورد . و آنگاه درب قلعه را گشود . « 1 » تاريخ از بناى پرشكوه قلعهء مرحب بر فراز بلندترين ارتفاعات الكتيبه يادها كرده است .
مورخان و جغرافى دانان كه خيبر را ديده و وصف كردهاند ، از وادى الزايديه كه در
هامش
( 1 ) . ابن كثير ، البداية والنهايه - ج 4 ، ص 187 ؛ اسدى ! حربى ، المناسك ص 540 ؛ البكرى ، معجم ما استعجم ، واژهء : القموص ؛ ابن هشام ، السيره النبويه - ج 3 ، ص 347 ؛ ابن اسحاق - بريدة بن سفيان . . . - سلمة بن عمرو بن الأكوع .