السّويق : در لغت به معناى آرد گندم و جو است .
4 ) واقدى در « المغازى » « 1 » مىنويسد : « ليس عندهم إلّاالعَلَف » ؛ « 2 » « مسلمانان چند روزى كه به درگيرى مشغول بودند ، خوراكى غير از علف نداشتند . »
5 ) واقدى در المغازى « 3 » از ابورُهم الغِفارى سندى را آورده كه او گفته بود :
« أصابنا جوعٌ شديدٌ ، ونزلنا خَيْبَر زمان البَلَح ، وهي أرض ويمة حارَّةٌ شديدٌ حَرُّها . . . » .
« ما به هنگام خوشه بستن خرما ، به خيبر آمديم و خيبر سرزمينى است غير قابل تحمل ، كه گرماى آن شديد است و هنگام محاصرهء حصار سعد بن معاذ ، گرسنگىِ شديد ما را شكنجه مىداد . ناگاه بيست يا سى خر ( / الاغ ) از حصار بيرون آمدند . . . مسلمانان خرها را گرفتند و كشتند و آتشها را برافروختند و گوشت را در ديگها پختند . و مسلمانان همگى گرسنه بودند . پيامبر در اين موقع دستور داد منادى ندا دهد كه خدا شما را از خوردن گوشت خر . . . منع كرده است . »
ابن كثير اسناد متعددى از بد بودن و خوردن گوشت خر و نهى پيامبر از آن ، در جريان وقايع خيبر ارائه كرده است . « 4 » همچنين بخارى « 5 » و با تفصيل بيشتر ، ابن حجر عسقلانى « 6 » به آن پرداختهاند .
بر خلاف چنين مردمانى ، كه تاريخ و مغازى نويسان ، به استناد فردى از طايفهء اشجع - « عبّاد بن بشير » آنها را نفراتى اندك ، با ساز و برگ كم معرفى كرده ، خيبر موقعيت ممتازى داشته است .
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 658
( 2 ) . ج 2 ، ص 502
( 3 ) . ج 2 ، ص 660
( 4 ) . السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 364
( 5 ) . صحيح ، كتاب المغازى ، 64 ، 38 باب غزوة خيبر .
( 6 ) . فتح البارى بشرح صحيح البخارى ، ج 7 ، ص 643 به بعد .