وادى سرير : كه تاكنون ميان مردم حجاز عموماً و اهل خيبر خصوصاً مشهور است ، در مشرق وادى الغرس و نزديك « سد الحصيد » ، همان منطقهاى كه در جنوب آن كوه مشهور سرير واقع است ، قرار دارد .
حياض : را ندانستم كه كجاست . شايد همان « خِلْص » كه به صورت « خاص » و « خاض » در كتب تاريخى كتابت شده است ، باشد . وادى خِلص به تصريح البكرى در « معجم ما استعجم » ، يكى از وادىهاى مجاور قلاع خيبر است .
الخَرَصَه : چنانچه گفتيم واقدى در « المغازى » پس از شرح مسافت وادى سرير مىنويسد : پيامبر صلى الله عليه و آله حتّى : « هبط به الخَرَصَة » . اين منزلگاه را علىبن برهان الدين حلبى در « السيرة الحلبيه » « حصن من حصون خيبر » دانسته است .
از اين منطقه به بعد ، پيامبر فاصلهء بين « شِق » و « نطاة » را پيمود و به خيبر مُشرف شد و در محلّى به نام « المنزله » رسيد :
المنزله : واقدى در « المغازى » « 1 » با جملهء : « فسار حتّى انتهى إلى المنزلة ، و عرس بها ساعة من الليل . . . » آن را آخرين توقفگاه محمد تا دامنهء قلاع خيبر دانسته است .
سمهودى از الأقشهرى نقل مىكند كه او نوشته بود :
« وبنى له - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - مسجد بالحجارة حين انتهى إلى موضع بقرب خيبر يقال له المنَنزلة ، عرس بها » . « 2 » و خود در قرن نهم هجرى ، از شهرتِ مسجدى در آنجا ياد كرده است .
بايد ياد آوريم كه ابن اسحاق ، بىآنكه از راه « حياض » و « سرير » و « خَرَصه » تا طى فاصلهء ميان شق و نطاة و اقامت پيامبر در منزله ياد كند . تنها پس از اشاره به منطقهء صهبا مىنويسد : « حتى نزل بواد يقال له الرجيع » . « 3 »
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 642
( 2 ) . « وفاء الوفا » ، ص 1028
( 3 ) . السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 344