تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
« پيامبر فرمود اگر با من به سوى خيبر مىآييد ، فقط بايد هدف جهاد داشته باشيد و اگر مقصودتان غنيمت است نبايد بياييد . » و به همين منظور فرمود : جارچى جار بزند كسى كه همراه ما مىآيد ، تنها بايد رغبت به جهاد داشته باشد و كسانى كه قصد غنيمت دارند ، نيايند .

1 / ج : ارزيابى موقعيت طرفين

موقعيت مال و تداركاتى ياران محمد را مىتوان از لابلاى اسناد تاريخى شناخت . براى چنين شناختى ، به ذكر اهم اسناد تاريخى آن در ذيل اشاره مىكنيم : 1 ) « ابوعبس بن جبْر نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ، ما نه خرجى داريم و نه زاد و توشه و نه جامه ، كه همراه شما بياييم . پيامبر يك جامه به او داد كه به هشت درهم فروخت ، دو درهم را براى خوراك خود و دو درهم براى خرج خانواده‌اش و با چهار درهم ديگر بُردى براى خود خريد » . « 1 » 2 ) در آستانهء خروج محمد ، بعضى از يهوديان مدينه كه طلبى از مسلمانان داشتند ، مطالبهء مال خود را كردند ؛ زيرا مىانديشيدند كه رفتن مسلمانان به خيبر ديگر بازگشتى ندارد . چنين فشارى باعث شد كه پيامبر در جريان امر قرار گيرد : « مرد يهودى گفت : اى ابوالقاسم ، اين مرد به من ستم كرده است و خوراك مرا گرفته و بهاى آن را نگاه داشته است . پيامبر به « ابن أبىحَدْرد » فرمود : حق او را بده . ابن ابىحدرد گويد : ناچار يكى از جامه‌هاى خود را فروختم . . . و من در حالى كه فقط دو جامه داشتم همراه مسلمانان به خيبر رفتم . . . » . « 2 » 3 ) « پيامبر به صهبا رسيد . . . و غذا خواستند . . . چيزى براى آن حضرت ، غير از خرما و سويق نداشتند كه بياورند . محمد و همراهان از آن غذا خوردند » . « 3 »
هامش
( 1 ) . واقدى ، « المغازى » ، ج 2 ، ص 635 ، ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 483 ( 2 ) . « المغازى » ، ج 2 ، ص 635 ( 3 ) . « المغازى » ، ج 2 ، ص 639