نشانى جديد از آن به ما نمىدهد و مشخص نمىكنند كه آيا اين راه ، بعد از طى وادى صهبا بوده يا در آستانهء آن .
الصهباء : لفظ مؤنث اصْهَب ، به معناى شراب است . ابن سعد در الطبقات الكبرى « 1 » و البكرى در « معجم ما استعجم » فاصلهء آن تا خيبر را « على بريد » دانستهاند كه به گفتهء ياقوت حموى ، قبل از وادى روحه واقع شده است . « 2 » و مسير راه تَيْماء .
اين منطقه را نبايد با كوه صهبا ، در جنوب غربىِ خيبر ، كه اكنون به عَطْوه ، عَطْوَى يا ثنية الصهباء شهرت دارد و يا ثنية الصهباء ، يكى دانست .
مطرى از مسجد صهبا ، كه در دورانش مشهور بوده ، ياد كرده است . سمهودى نيز آن را از زمرهء مساجد منطقهء خيبر مىداند . « 3 » و حديث ردّ الشمس ، كه ذيل مسجد فضيخ ، از منابع تاريخى آن ياد كردهايم ، به اين منطقه مرتبط مىشود . اگرچه بسيارى از محقّقان مسلمان در طول تاريخ ، بازگشت خورشيد بعد از غروب را تأييد نكردهاند ، ولى با اين حال ، از نظر جغرافيايى و تاريخى ، اشاره به اين نكته حايز اهميت است كه دانسته شود بعضى منابع عبادت كردن محمد صلى الله عليه و آله در اين منطقه و حكايت واقعهء ردّ شمس در آن را آوردهاند . « 4 » واقدى در « المغازى » « 5 » تصريح مىكند كه محمد همراه راهنمايانِ خود ، راه مرحب را پيمود و سپس از راه ميان « حياض والسِّرير ما تبع صدورِ الأودية حتّى هَبط به الخَرَصَة » .
سرير : ياقوت حموى در « معجم البلدان » « 6 » و فيروزآبادى سرير را يكى از دو وادى خيبر دانستهاند . « 7 » و آن ديگر ، عبارت است از وادى خاص .
هامش
( 1 ) . ج 7 ، ص 121
( 2 ) . معجم البلدان ، جزء 5 ، ص 401
( 3 ) . « وفاء الوفا » ، صص 823 و 1028
( 4 ) . كتاب اول ، فصل ششم ، مسجد فضيخ ، ج 1 ، ص 141
( 5 ) . ج 2 ، ص 641
( 6 ) . ج 5 ، ص 81
( 7 ) . « المغانم المطابه فى معالم طابه » ، ص 177