منتهى به اراضى وراء كوه احد مىشود ، حدود 3 مايل است .
مصب اين وادى ، در الغابه ، نزديكىهاى دو چشمهء مشهور به نام عينالزبير ، و ديگر ، عين مهلهل قرار دارد .
كَبَس الوطيح : مارسدن جونس ، مصحّح « المغازى » اين كلمه را به استناد تعريف صاحب « الصحاح » ( ص 966 ) دار فلان : « اغار عليها » معنى كرده است .
بنابراين ، اگر با معناى وسيع آن ؛ يعنى رود يا چاهى كه با خاك پر كرده باشند ، يا به معناى غار واقع در بُنِ كوه الكبس بدانيم ، بايد توصيف منطقهء محدودى باشد كه از نظر جغرافيايى اهميت چندانى نداشته است و اگر آن را همان خانهء گِلى تلقّى نماييم ؛ يعنى كبس الوطيح : خانهء گِلى وطيح ، اشاره به خانه و منزلگاهى منسوب به وطيح مىكند . آيا اين وطيح ، همان « وطيح بن مازن » است كه يكى از استحكامات خيبر به نام او شهرت يافته ، يا نه ؟ معلوم نيست . به هر حال مسلّم است كه اين منزلگاه ارتباطى به منطقهء حصن وطيح در خيبر ندارد .
تا اين مرحله از مسير راه ، ابن اسحاق نام و نشانى نمىدهد . و از اين به بعد ، كه منطقهء عصر است ، ابن اسحاق با مستندات تاريخى واقدى همراه است . شايد علت اين امر نزديك بودن اين مناطق به مدينه بوده ، كه آن را جزو مدينه محسوب دانسته است .
وادى عِصْر : ابن اسحاق « 1 » از اين نام به عنوان اولين منطقهء مهم ، پس از خروج محمد از مدينه ، چنين نام مىبرد ؛ « و كان رسول اللَّه . . . حين خرج من المدينة إلى خيبر سلك على عِصر ، فبنى له فيها مَسجد » .
واقدى در « المغازى » ( همان مأخذ ) ، پس از اشاره به « كبس الوطيح » مىنويسد : در اين منطقه ، پيامبر دو راهنما گرفته است ؛ يكى حُسَيل بن خارجه و ديگر عبداللَّه بن نُعيم ؛ « خرج على عصر و به مسجد » .
مصحّح « المغازى » عصر را با دو فتح ؛ عَصَر ، اعراب گذارى نموده . ولى مصحّحان فاضل مصرىِ « السيرة النبويه » آن را به كسر عين يعنى عِصْر اعراب نهادهاند .
آنچه مسلم است ، اين نام به كوهى ميان مدينه و وادى الفرع اطلاق مىشده است . و
هامش
( 1 ) . السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 344