ياقوت حموى « 1 » ضمن آنكه اعراب آن را همان كسر عين و سكون صاد دانسته ، به معناى آن اشارهاى دارد كه « و كلّ حصن يتحصّن به ، يقال له عصر و هو جبل بين المدينة و وادي الفُرْع » .
وادى عصر ، يكى از منزلگاههاى هميشگى مدنىها به خيبر بوده است ؛ در سمت جنوبى منطقهء خيبر ، شرق روضة الأجداد ، كه از زمرهء بلاد « غطفان » معروف است .
تا اين مرحله از مسير راه ، ابن اسحاق نام و نشانى نمىدهد و از اين بعد ، كه منطقهء عصر است ، ابن اسحاق با مستندات تاريخى واقدى همراه است . شايد علّت اين امر نزديك بودن اين مناطق به مدينه بوده ، كه آن را جزو مدينه محسوب دانسته است .
وادى صهبا : واقدى و ابن اسحاق ، هر دو ، از اسناد تاريخى خود به « وادى صهبا » اشاره كردهاند . و ناگفته نگذاردهاند كه :
« وانتهى رسولاللَّه إلى الصَّهْباء ، فصلّى بها العصر ، ثمّ دعا بالأطعمة فلم يُؤْتَ إلّا بالسَّويق والتمر . فأكل رسولاللَّه وأكلوا معه ، ثمّ قام إلى المغرب فصلّى بالناس و لم يتوضّأ ، ثمّ صلّى العشاء بالناس . . . » . « 2 » « پيامبر به صهبا رسيدند و نماز عصر را گزاردند و غذا خواستند . چيزى براى آن حضرت غير از خرما و سويق نياوردند . پيامبر خدا و همراهان از آن غذا خوردند . و بدون اينكه وضو بگيرند ، نماز مغرب را گزاردند و سپس نماز عشاء را هم همراه مردم خواندند . »
راهنمايان پيامبر ، از وادى صهبا ، راههاى متعددى را جهت رفتن به خيبر ، به آگاهى پيامبر رساندهاند و بر اساس بعضى از مستندات تاريخى ؛ مانند « المغازى » و منابع جغرافيايى ، مانند « معجم البلدان » ، پيامبر تنها نام يكى از اين راهها را كه مرحب بوده پسنديده و به راهنمايان گفته است كه از اين طريق به سوى خيبر برويد .
سمهودى و فيروزآبادى ، مرحب را « طريق بين المدينة و خيبر » دانستهاند ، ولى
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ، ج 6 ، ص 183 ، چاپ خانچى ، 1906 م .
( 2 ) . « المغازى » ، ج 2 ، ص 639