ابىطالب به سوى آن رود .
رمضان سال ششم هجرت
مدينه با دو واقعه روبرو بود :
1 . ابورافع بن أبي الحُقَيْق در غطفان و اطراف آن مشركان عرب را جمع كرده بود و با تقبّل هزينههاى سنگين ، حملهء گستردهاى را به مدينه تدارك ديد . اگر ابتكار خندق در ميان نبود ، ابورافع و همدستانش مدينه را به آتش و خون مىكشاندند . ابورافع در خيبر ميان يهوديان زندگى مىكرد و مشغول تدارك مجدّدى بود . سرانجام ابورافع به عنوان مسبّب جنگ افروزى عليه مردم مدينه و فتنه انگيزى در شعلهور ساختن عداوتهاى قبايلى ، به دست عبداللَّه بن عتيك در رمضان سال ششم هجرت به قتل رسيد . اين واقعه ، خيبر را دچار هيجانى خاص نمود . « 1 » ابنهشام با عبارتِ « قال ابناسحاق : و لما انقضى شأن الخندق و أمر بنيقريظة و كان سَلّام بن أبيالحقيق و هو أبورافع فيمن حَزّب الأحزاب على رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - . . . و هو بخيبر . . . » . از نقش « ابورافع » در ترغيب يهوديان خيبر به عداوت با اسلام و مسلمانان ، حكايتى روشن دارد . « 2 » 2 . در رمضان سال ششم هجرت ، گروهى از بنىبدر - از قبيلهء فَزاره - به كاروان زيد بن حارثه كه براى تجارت عازم شام بودند ، حمله بردند ؛ اموالش را غارت كردند و زيد را به قصد كشتن ، مضروب ساختند . « 3 » شوّال سال ششم هجرت
واقدى سند بسيار بااهميّتى را از عروة بن الزبير ثبت كرده است كه بهخوبى نشان مىدهد كه سه ماه قبل از حركت محمّد صلى الله عليه و آله به سوى خيبر ، يهوديانِ خيبر به طور جدّى ، مراحل نهايى تداركات و جمعآورى نيرو و جذب و جلب نظر همپيمانان خود را براى
هامش
( 1 ) . ابنسعد ، « الطّبقات الكبرى » ، ج 2 ، ص 91
( 2 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 3 ، ص 286
( 3 ) . واقدى ، « المغازى » ، ج 2 ، ص 564