تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
گرد آورده بود ، آمادهء حمله به مدينه و كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله شدند . اين خبر در مدينه انتشار يافت و محمّد صلى الله عليه و آله مردم را جمع كرد تا با شتاب از مدينه خارج و مانع از حملهء آنها به شهر شوند . « 1 » 2 . در همين تاريخ ، يعنى شعبان سال ششم هجرت ، يهوديان خيبر آرام‌آرام به تدارك نظامى جهت حمله به مدينه مشغول شدند . تاريخ از اين واقعه سند مهمّى را ثبت كرده است : واقدى به نقل از عبداللَّه بن جعفر و او از يعقوب بن عُتبه مىنويسد : به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر رسيد كه بنىسعد - مجاورنشينان خيبر - در فدك گرد هم آمده‌اند و مىخواهند يهوديان خيبر را براى حمله به مدينه يارى كنند . متن اصلى سند تاريخى چنين است : « بلغ رسول اللَّه أنّ لهم جمعاً يُريدون أن يُمِدّوا يهودَ خَيْبَر » . معلوم مىشود كه خيبر در صدد حمله به مدينه بوده كه اهالى فدك آمادهء همكارى شده بودند . پيامبر صلى الله عليه و آله ، على بن ابىطالب عليه السلام را به آن سوى فرستاد تا از تداركات حمله به مدينه آگاه شود . « 2 » دنبالهء سند تاريخى : « على شب‌ها راه مىپيمود و روزها در كمين به سر مىبرد ؛ تا اين‌كه به هَمَحْ ( ميان خيبر و فدك ) رسيد . جاسوسى از فدكىها را گرفتند . از او پرسيدند : تو كيستى و چه اطّلاعى از جمعيّت بنىسعد دارى ؟ اقرار كرد كه بنىسعد او را به نزد يهوديان خيبر فرستاده‌اند تا آمادگى آنها را به اطّلاع ايشان برساند ؛ مشروط بر اين‌كه يهوديان خيبر هم براى آنها سهمى در محصول خرماى خود منظور كنند . » « . . . فأقر أنّه عينٌ لهم بعثوه إلى خيبر يعرض على يهود خيبر نصرهم على أن يجعلوا لهم من تمرهم كما جعلوا لغيرهم و يقدمون عليهم » .
هامش
( 1 ) . نويرى ، « نهاية الارب » ، ج 2 ، متن عربى . ج 2 ، ص 147 ترجمهء فارسى . ( 2 ) . « المغازى » ، ج 2 ، ص 562