تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
كشتند . اين مهاجمان بعدها نيز در خيبر در برابر مسلمانان موضع گرفتند . « 1 » محمّد بن مسلمه كه توانسته بود جان سالم بدر برد ، بعدها گفته بود : « فلما كانت غزوة خيبر نظرت إلى أحد النفر الذين كانوا وَلوا ضربي يوم ذيالقصَّة ، فلمّا رآني قال : أسلمتُ وجهي للَّه ! فقلت : أولى » . « 2 » 3 . حملهء اعرابِ بنىمحارب ، ثَعْلَبه و انمار به اطراف مدينه ، براى غارت رمه‌هاى مردم مسلمان در مراتع هيغا . « 3 » جمادىالأولى سال ششم هجرت دِحْيهء كَلْبى كه از نزد هرقل قيصر باز مىگشت ، در محلّى به نام حِسْمَى در سرزمين كوهستانى شمال مدينه ، مردم قبيلهء جذام ، راه را بر او بستند و هر چه داشت ، غارت كردند . شعبان سال ششم هجرت در اين ماه ، مدينه با دو واقعهء مهم روبرو شد : 1 . ابن‌اسحاق ، واقعهء بنيالمصطلق ( / المريسيع ) را بر خلاف بعضى نظرها در شعبان سال ششم هجرى دانسته است . « 4 » ولى واقدى ، آن را تحت عنوان مُرَيسيع در سال پنجم هجرى ثبت كرده است . « 5 » واقدى مىنويسد : گروهى از قبيلهء خزاعه و هم‌پيمان آنها بنىمُدْلِج ، در ناحيهء فُرُع نزديك مدينه فرود آمدند و رئيس و سالار آنها - به نام حارث بن ابىضرار - با اقوام خود و نيروهايى كه
هامش
( 1 ) . واقدى ، « المغازى » ، ج 2 ، ص 551 ( 2 ) . واقدى ، همان مدرك . نيز نك : ابن‌سعد ، « الطّبقات الكبرى » ، ج 2 ، ص 85 ( 3 ) . واقدى ، « المغازى » ، ج 2 ، ص 552 ( 4 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 302 ( 5 ) . « المغازى » ، ج 1 ، ص 404