تهديدهاى جدّى خود قرار داده بودند . « 1 » ابنهشام القُرَطاء را قبيلهاى از هوزان يا نُفَيل دانسته است . « 2 » ربيعالأوّل سال ششم هجرت
تشديد تعرّضات و تهديدهاى اعرابِ منطقهء غَمْر كه منجر به اعزام عُكّاشة بن مِحْصَن به آن منطقه گرديد . « 3 » ربيعالآخر سال ششم هجرت
مدينه با سه حادثهء مهم روبرو بوده است :
1 . عُيَيْنَة بن حِصن بن حُذيفة بن بدر الفَزارى با سواران وابستهء خود به اطراف مدينه حمله بردند و در غابه درگير شدند . پسر أبوذر غفارى را كشتند و گلهاى از شتران را غارت كردند و همسر ابوذر را ربودند . « 4 » ابنهشام واقعه را تحت عنوان غزوة ذيقرد آورده است . « 5 » ذىقرد ناحيهاى از خيبر بوده است كه پيامبر و يارانش براى نجات زن و گلّهء ربودهشده به تعقيب عُيَينه پرداختند . « 6 » 2 . در ذيالقصَّه نيروهاى بنىثعلبه و عُوال ، به مسلمانان حمله كردند و ده نفر را
هامش
( 1 ) . واقدى ، « المغازى » ، ج 2 ، ص 534 ، غزوة القرطاء . گفتنى است : ابنسعد در اين خصوص ، اصطلاحِ غزوه را بهكار نبرده است ؛ زيرا پيامبر ( ص ) در اين واقعه حضور نداشته است . بنابر اين بهتر است گفته شود : سريّهء محمّد بن مسلمة إلى القُرَطاء .
نك : ابنسعد ، « الطّبقات الكبرى » ، ج 2 ، ص 78
( 2 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 3 ، ص 199
( 3 ) . « مغازى » ، ج 2 ، ص 550 و ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 416 . در بارهء غَمْر نك :
سمهودى ، « وفاء الوفا » ، ج 3 ، ص 1278 . ابنسعد ، « الطّبقات الكبرى » ، ج 2 ، ص 84
( 4 ) . واقدى ، « المغازى » ، ج 2 ، ص 537
( 5 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 293
( 6 ) . ابنسعد ، « الطّبقات الكبرى » ، ج 2 ، ص 80