خود ادامه مىدادند . اكنون محمّد صلى الله عليه و آله با تمامى قامت تاريخِ مؤمنان ، به احياء انسانيّت ، معنويّت و يكتاپرستى در صحنهء حيات اعراب ظهور كرده بود .
در برابر چنين دعوتى كه در بلندمدّت ، تحكيم همهء اديان سَلف در جامعهء بشرى بود و در اندك زمان ، پهناى جهان را فراگرفت ، يهوديان در كنار محمّد صلى الله عليه و آله قرار نگرفتند و به خاطر تعلّقشان به مادّيات و وابستگى ژرف به نظام اشرافى و بتپرست حاكم ، قريش را تقويت كردند و در برابر اسلام و مسلمانان ، آرامآرام راه فتنه و عناد را پيشهء خود ساختند . چرا ؟ چطور شد كه يهوديان از امضاءكنندگانِ پيمان « وحدت مؤمنان » ، به بزرگترين نيروى جنگجو عليه مسلمانان تبديل شدند ؛ ولى مسيحيان جزيرةالعرب چنين نشدند ؟
در اوراق تاريخ و سيرهء پيامبر صلى الله عليه و آله نكتههاى ناگفته فراوان است و متأسّفانه سبك جمعآورى و ارائهء آنها بهنحوى نيست كه پژوهندگان بتوانند بهراحتى پاسخ پرسشهاى فراوان را بيابند . در اين پژوهش از مسيحيّت مدينه سخنى به ميان نمىآوريم و از آن به تفصيل در يكى از فصول آتى مدينهشناسى ياد مىكنيم . آنچه در ارتباط با وقايع خيبر مطرح است ، نظام يهودى و يهوديان جزيرةالعرب در برابر محمّد صلى الله عليه و آله است . جستجوى خود را براى پاسخ به يك پرسش كه چرا يهوديان از شركت در يك جامعهء اخلاقى با حضور مسلمانان سر باز زدند و در كمتر از چند سال ، به صورت بزرگترين نيروى تهاجمى ، مدينه را مورد خطر جدّى قرار دادند ، دنبال مىكنيم :
2 / پ : واكنش سرسختانهء يهوديان
وقتى بر اسناد تاريخ و سيره در طول سالهاى اوّل تا پايان سال ششم هجرى ، نظرى انتقادى مىاندازيم ، معلوم مىشود كه يهوديان مدينه ، روشى را در دشمنى با مسلمانان اتّخاذ نمودند كه در نهايت منجر به تمركز كليّهء نيروهاى آنها به صورت يك فعاليّت و حركت نظامى در خيبر شد .
براى شناخت بيطرفانه ، كليّهء مستندات تاريخى سيره را - چه در متون تاريخ و حديث و چه در منابع قرآن و تفسير - به تفكيك استخراج نمودم . پس از زمانبندى آنها ،