حفر هر بخش از خندق را به گروهى واگذار فرمود ( مهاجران از راتج تا ذباب و انصار از ذباب تا محلّهء خربى ميان كوه بنىعبيد را حفر كردند ) به ظاهر مغايرتهايى دارد .
محمّد بن جرير طبرى از طريق طبرانى از عمرو بن عوف مزنى ، مدركى را ثبت كرده است كه :
« پيمبر مسير خندق را از بيشهء شيخين در محلّهء « بنوحارثه » تا مذاد خط كشيد . » « 1 » اين سند به لحاظ نام و نشانىهايش با مستندات واقدى مطابق نيست . در سندى حفر خندق از مذاد آغاز شده و در سند ديگر از كوه بنىعبيد .
در جايى راتج محل پايان خندق اعلام مىشود و در مدرك ديگر ، بيشهء شيخين .
بنابر اين دو اختلاف و دو اتّفاق در آراء مشاهده مىشود . اختلاف در نقطهء آغاز و پايانى خندق و اتّفاق در اينكه كوه سلع در سمت جنوبى مسير خندق قرار داشته است و از قسمت شمالى كوه ذباب مىگذشته است .
دو مسير ديگر را هم واقدى ذكر مىكند . يكى خندقى است كه « بنو عبدالأشهل » از منطقهء راتج تا مجاورت خانههاى خود كندهاند و ديگرى كانالى كهطايفهء « بنودينار » از محلّهء خربى تا محلّ امروزى خانهء « ابن ابىالجنوب » به حفر آن مبادرت ورزيده است . « 2 » مطرى مدينهشناس مشهور ، مسير خندق را با نامهاى ديگر نشان داده است و مىگويد : پيامبر دستور حفر خندق را چنين داده است :
« طولا من أعلى وادي بطحان ، غربي الوادي مع الحرة ، إلى غربي مصلّى العيد ثمّ إلىمسجد الفتح ، ثمّ إلى الجبلين الصغيرين الذين في غربي الوادي » . « 3 » سمهودى در يك بيان كلّى از مسير خندق مطمئن است كه :
هامش
( 1 ) . « تاريخ الرّسل و الملوك » ، ج 3 ، ص 1069
( 2 ) . « مغازى » ، ج 2 ، ص 337
( 3 ) . « از بالاى وادى بطحان كه در غرب وادى و حرّه ( دشت ) قرار دارد ، تا غرب مصلاى عيد و سپس به سوى مسجد فتح و در ادامه تا دو كوه كوچك كه در غرب وادى واقع شدهاند ، امتداد يافته بود » . سمهودى ، « وفاءالوفا » ، جزء 4 ، ص 1204