طوايف مدنى كه عقيده داشتند : يهوديان تا محمّد صلى الله عليه و آله و يارانش را نابود نكنند ، آرام نمىگيرند ، به حَكميّت سعد تن دادند و يقين داشتند كه يهوديان ، آن را با رضايت كامل به اجرا در مىآورند . طوايف مزبور اطمينان خاطر يافتند كه با برچيدن بساط بنىقريظه ، از اين پس ، يهوديان قبايل عرب را تحريك نمىكنند كه مسلمانان را از دم تيغ بگذرانند .
حكم سعد بسيار خشن و سخت به نظر مىرسيد ؛ ولى آن را مىبايست در خصوص مردمى خشنتر و سختتر و خيانتپيشه در نظر آورد و بايد آن را مطايق بافت قبايل آن زمان ، مورد شناسايى و قضاوت قرار داد ؛ نه در متن آيين اسلام . در سنن و ديرينهء آداب قبايل ، اگر سپاه عرب در نتيجهء خيانت بنىقريظه بر مدينه دست مىيافتند ، مسلمانان را از ميان برمىداشتند . نهتنها همهء آنها را مىكُشتند كه اعضايشان را قطعهقطعه مىكردند ؛ ولى خود به سرنوشتى كه مىخواستند براى مسلمانان فراهم كنند ، دچار گشتند . متون تاريخى هيچ اعتراضى را از طوايف اوس و قبايل مدينه و مهاجران در اجراى اين حكم ثبت نكرده است . تنها پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به « حُيَىّ ابن اخطب » در حالى كه براى كشتهشدن حاضر مىشد ، فرمود :
« به خدا سوگند ! من در اين دشمنى با شما تقصيرى ندارم كه خود را ملامت كنم .
تو خواستى خدا را خوار سازى ، خودت بيچاره شدى ! »
فقال أما واللَّه ما لمت نفسي على عداوتك و لكنه من يخذل اللَّه يخذل » . « 1 »
ت : آثار تاريخى واقعهء احزاب
ضمن بيان تاريخ واقعهء احزاب ، به جغرافياى تاريخى منطقهء خندق اشاراتى داشتيم ؛ ولى با توجّه به اهمّيّت شناسايى دقيق مواضع جغرافيايى ، براى دستيابى به حقايق تاريخى ، آن را به تفكيك مدّ نظر قرار مىدهيم :
يكى از نتايج مثبت چنين پژوهشى ، امكان نقد متون تاريخى و سيره و پىبردن به خطاهايى است كه اكثر محقّقان ، در ترسيم نقشهء جغرافيايى خندق مرتكب شدهاند . بدون
هامش
( 1 ) . طبرسى ، « مجمعالبيان » ، الجزء الحادى و العشرون ، ص 129 ، بيروت ، دارالفكر ، 1955 م