2 - 2 / پ : پيشنهاد حكميّت از سوى بنوقريظه بنا به رسوم طوايف عرب
بايد توجّه داشت كه بنىقريظه با طوايف « اوس » پيمان قبيلهاى داشتند ؛ بر خلاف « يهوديان بنونضير » كه با طوايف خزرج همپيمان بودند . از اين روى يهوديان بنوقريظه خواستار آن شدند كه فردى از اوس به مشورت و حكميّت انتخاب شود و پيامبر پذيرفت .
ابناسحاق صريحاً در اين باره مىگويد :
« ثم انهم بعثوا إلى رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - أن أبعث إلينا أبالُبابة بن عبدالمنذر أخا بني عمرو بن عوف و كانوا حلفاء الأوس نستشيره في أمرنا فأرسله رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - . « 1 » »
قبول اين مشورت و حكميّت از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله با آنكه به پيشنهاد خود يهوديان بنىقريظه صورت گرفته بود ، نشانهء آن است كه محمّد صلى الله عليه و آله مىخواست بحران ناشى از نقض پيمان توسّط بنىقريظه را طورى حل و فصل كند كه منجر به جنگ و جدال طوايف مدينه نگردد .
ابالبابه نتوانست در اين مشورت حكميّت كند و با احساس پشيمانى از همدردى با مردمى كه حدود بيست روز مدينه را در وحشت و ترس فرو برده بودند و هيچ عقد و پيمانى را محترم نمىشمردند ، عازم مسجد نبى شد و خود را به نشانهء استغفار و توبه از اشتباهخويش ، بهستونى كه بعدها بهستون توبهشهرت يافت ، بستتامورد عفو قرار گيرد . « 2 » مسلمانان نيز از چگونگى مذاكره و مشاورهء او بىخبر ماندند و كار حكميّت ابولبابه بىنتيجه ماند .
طولانىشدن محاصره باعث شد كه طوايف اوس مدينه بر اساس سنن ديرينه از
هامش
( 1 ) . « سپس از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خواستند كه ابالبابة بن عبدالمنذر ، ياور بنىعمرو بن عوف را - كه همپيمان اوس بودند - را به سوى ما بفرست تا در كار خود با او مشورت كنيم ، پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله او را فرستاد . . . »
( 2 ) . همين كتاب ، كتاب اوّل ، فصل سوم .