قرار مىدهيم :
1 - بنىقريظه اين مادّه را كه « در موقع پيشامد جنگ ، هر كدام از اين دو ( / يهوديان بنىقريظه و مسلمانان ، ) ديگرى را در صورتى كه متجاوز نباشد ، عليه دشمن كمك خواهد كرد » رعايت نكردند ؛ در حالى كه مىدانستند اين مكّىها هستند كه به مدينه هجوم آوردهاند و مردم مدينه تنها پس از حركت آنها به سوى شهر ، از نيّات طوايفِ بتپرست و متحّدشدهء عرب آگاهى يافتهاند .
2 - بنىقريظه اين مادّه را كه « هرگاه مدينه مورد حمله و تاخت و تاز دشمن قرار گيرد ، هر دو ( / طرفين قرارداد ) با هم در دفاع از آن تشريك مساعى خواهند كرد » زير پا گذاردند و بر عكس با دشمنان ، ميثاق همكارى بستند و پيمان منعقدهء خود را با طوايف مدينه پاره كردند . در اين حال « كعب بن اسد قُرظى » سرور بنىقريظه با « حيَىّ بن اخطب نضرى » كه از جانب ابوسفيان مأمور مذاكره شده بود ، اين نقض پيمان را تأييد كرد و عهد جديد را متعهّد شد . پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى لغو يكجانبهء پيمان توسّط يهوديان بنىقريظه را شنيد ، « سعد بن معاذ » - سرور اوس - و « سعد بن عباده » - سرور خزرج - و « خوّات بن جبير » - از « بنو عمرو بن عوف » - و « عبداللَّه بن رواحه » - از « بنوحارث بن خزرج » - را جهت تحقيقِ حقيقت امر به سوى « بنوقريظه » مأمور نمود ؛ در حالى كه خود و يارانش در شديدترين محاصرهها انتظارِ لحظات مرگ را مىكشيدند و شهر مدينه ساعات سقوط را به نظاره نشسته بود .
فرستادگان محمّد صلى الله عليه و آله كه خود نيز به عنوان رؤساى طوايف ، طرف پيمان بودند ، نزد بنىقريظه رفتند و از شيوع خبر عهدشكنى آنها پرسش نمودند . ابناسحاق پاسخ و واكنش بنىقريظه را در برابر هيئت اعزامى چنين ثبت كرده است :
قالوا ( بنيقريظة ) :
« من رسول اللَّه ؟ لاعهد بيننا و بين محمّد و لا عقد ! » فشاتمهم سعد بن معاذ و شاتموه و كان رجلًا فيه حدة فقال له سعد بن عبادة :
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: محمد باقر النجفي
ص٣٠٣