نقض پيمانهاى قبيلهاى را به توافق تمام طوايف و قبايل موكول كرد ؛ تا آنها هر چه بخواهند بشود .
هدف پيامبر صلى الله عليه و آله اين بود كه ريشههاى كهن عصبيّت قومى ، جامعهء نوبنياد مدينه را با آن همه كينهتوزىها متزلزل نسازد و وحدت طوايف مدينه ( انصار - مهاجر ) در برابر كينهتوزىهاى مكّىها شكننده نگردد .
اسناد را بررسى مىكنيم تا ببينيم آيا خزرجىها ، اوسىها و يهوديان بنىقريظه در انتخاب حَكَم و اجراى حُكم پيامبر صلى الله عليه و آله مطابق سنن قبايل ، چه راه و روشى را اتّخاذ كردند ؟ آنها مختار بودند تا طبق سُنن خود عمل كنند . لذا منتظر تحوّلات درون قلعههاى بنىقريظه ماندند .
در داخل حصار ، « ثعلبه » ، « أُسيد » ، پسران « سعيّه » و « اسد بن عُبيد » - عموى آنها از يهوديان بنىقريظه - تلاش كردند تا قوم خود بنىقريظه را متقاعد كنند تا دست از لجاجت برداشته ، خود را به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تسليم كنند ؛ ولى پاسخ آنها منفى بود و گفتند :
« ما از تورات جدا نمىشويم » .
وقتى تلاش آنها نتيجه نداد ، خود از قلعه پايين آمدند و با زن و فرزندانشان از پيامبر صلى الله عليه و آله امان گرفتند و آزادى خود را به دست آوردند . « 1 » فردى ديگر به نام عمرو بن سُعْدَى از يهوديان بنىقريظه ، يهوديان را خطاب كرد و گفت :
« شما مگر براى محمّد سوگند نخورده و پيمان نبسته بوديد كه هيچيك از دشمنانش را عليه او يارى ندهيد ؛ بلكه او را عليه دشمن يارى دهيد ؟ من كه در اين كار شما دخالت نداشتم و در مَكر و حيلهء شما شركت نكردم . اگر اكنون از وارد شدن به آيين او خوددارى مىكنيد ، لااقل در يهودىبودن خودتان با پرداخت ماليات ( جزيه ) پايدار بمانيد . » گفتند :
هامش
( 1 ) . واقدى ، ج 2 ، ص 380