جبرئيل فقال :
وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا . . .
. « 1 » بنابر اين معلوم مىشود نزول و بيان آيه دقيقاً لحظاتى پس از گفتههاى محمّد صلى الله عليه و آله بوده است .
سيوطى معتقد است كه اين آيه چندين بار نازل شده و يكى از آن موارد ، كه بنا به روايت « ابىبنكعب » ظاهراً موردقبول مفسّران قرار گرفته ، در فتح مكّه است و اين تكرار ، تأكيد مجدّد و هشدار بوده كه عفو بالاتر از مقابله و بهتر از مجازات عادلانه است . « 2 » مفسّران به ذكر دو آيهء ديگر هم كه مربوط به همين واقعه و متعاقب كشتهشدن مؤمنان در احد است و در آن به عفو و گذشت امر شده ، پرداختهاند .
مسلم از انس بن مالك ثبت كرده است كه چون چهرهء پيامبر را زخمى كردند و او خون از چهره و سر خود پاك مىكرد ، مىگفت :
« چگونه رستگار مىشوند قومى كه پيامبر خود را خونين كردهاند ؛ در حالى كه او آنها را به سوى خدا دعوت مىكند . » « 3 » در اين حال آيهء 127 از سورهء آلعمران نازل شد :
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ
. « 4 »
هامش
( 1 ) . « پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پيش آمد و چون ايستاد و حمزه را كه با او چنان كرده بودند ، ديد ، فرمود : . . . هفتاد نفر را مثله مىكنم . . . » پس جبرئيل فرود آمد و اين آيه را آورد : اگر كيفر داديد ، به مانند آنچه با شما كردهاند ، كيفر دهيد . . . » . نك : « تفسير القمى » ، ج 1 ، ص 113 ، چاپ نجف ، اهتمام : طيّب جزايرى .
( 2 ) . در بارهء حديث ابى بن كعب و تكرار بيان آيه نك : ترمذى ، حاكم واحدى ، « اسباب النّزول » ، ص 163 . خازن ، « لبابالتّأويل » ، ج 3 ، ص 143 ، چاپ دارالمعرفه ، افست از چاپ مصر ، 1367 ه . ق . سيوطى ، « لبابالنقول » ، ص 269 ، مكتبة المثنّى .
نيز در خصوص مطابقت نظر اماميّه با ديدگاه مذكور نك : عياشى كه به نقل از امام صادق ( ع ) روايت مىكند كه نزول آيه در واقعهء احد و مربوط به مثلهشدن حمزه است .
همچنين نك : فيض ، « التّفسير الصّافى » ، ج 3 ، ص 165 ، چاپ بيروت ، الأعلمى ، 1402 ه . ق .
( 3 ) . « صحيح » ، شرح نووى ، ج 12 ، ص 149 ، كتاب الجهاد ، غزوة الأحد .
( 4 ) . « فرجام كار ايشان در اختيار تو نيست ، چه ايشان را ببخشايد و چه كيفر دهد ، ايشان ستمكارانند . به لطف و رحمت خدا ، دلت بر آنان نرم و مهربان شد ، و اگر تندخوى و سختدل مىبودى ، از گرد تو پراكنده مىشدند ، پس از ايشان درگذر و براى آنان آمرزش بخواه . »