گوشش به آههاى حزين ياران است و چشمانش اشك ديدهها را مىبيند ، بُعد ديگرى از شخصيّتش او را وامىدارد تا سخن از عفو ، حكمت و موعظهء نيكو گويد ! عدالت را به ياد آورد كه نبايد بيش از آنچه آنها بر تو روا داشتهاند ، اعمال كنى . انتقام بد است و اگر عفو كنى و بر مصائب صبر پيشه سازى ، بهتر است و خداوند آن را محبوبتر مىداند .
پيامبر آمده است تا بر آتش كينههاى عرب آبى ريزد . انسان را از عادات قبايل و طوايف برهاند و تعالى و متعالىشدن انسان را هدف قرار دهد . انتقام در وجود او نيست ؛ جنگ و پيروزى و شكست ، حوادث حيات دنيوى است . آنچه بايد و شايسته است ، خضوع انسان در برابر خداى بزرگ است كه حسها و غريزهها را به سمت همان تعالى سوق مىدهد و مفهوم و معنى اخلاقى مىبخشد .
ابنسعد از ابومالك اين سخن را ثبت كرده است كه :
« انّ النبيّ صَلّى على قتلى أُحُد عشرة ، عشرة يصلّى على حمزة مع كلّ عشرة » . « 1 » و ابنمسعود گويد : « پيامبر بيش از هفتاد نماز بر حمزه خواند . »
اين كلام بهخوبى نشان مىدهد كه مسلمانان ، كشتههاى خود را ده تا ده تا آوردند و كنار جسد حمزه گذاردند تا پيامبر بر آنها و بر حمزه نماز گزارد ؛ آنها را دعا كند و رحمت خدا را برايشان بخواهد . بنابر اين تمام كشتگان كه در ميدان نقش زمين بودند ، به يك مكان منتقل شدند و در مجاورت يكديگر در قبرهايى كه كنده شده بود ، مدفون گشتند .
ابنسعد مىگويد :
حمزه را با عبداللَّه بن جحش در يك قبر واحد نهادند و ابوبكر ، عمر ، علىّ بن ابىطالب ، زبير و شخص محمّد صلى الله عليه و آله براى خاكسپارى به گودى قبر رفتند و آنگاه بر كنارهء قبر به حزن و اندوه نشستند . « 2 »
هامش
( 1 ) . « پيامبر صلى الله عليه و آله بركشتگان احد ، ده تا ، ده تا نماز مىگزارد و با هرگروه ده نفرى ، بر حمزه نيز نماز مىخواند . »
( 2 ) . محمّد بن عمر ، « الطّبقات الكبير » ، همان مدرك ، ص 5