2 . عبداللَّه بن جَحش :
ابنرئاب از « بنوامية بن عبد شمس » قبل از آنكه محمّد صلى الله عليه و آله در مكّه به دار ارقم رود ، يار مسلمانى او شد و از همان اوان اسلام ، شخصيّتى برجسته و نقشى مهم در رويدادهاى حيات پيامبر ايفا نمود . به حبشه رفت و با تمام خانوادهاش به مدينه هجرت كرد .
خواهرش « زينب بنت جحش » همسر فرزندخواندهء محمّد صلى الله عليه و آله « زيد بن حارثه » بود كه بعدها به عقد پيامبر درآمد و از امّهات المؤمنين محسوب شد .
مادرِ عبداللَّه بن جَحش ، « اميمه بنت عبدالمطلب » بود و حمزه دايىاش مىشد .
ابنسعد تصريح مىكند او را « ابوالحكم بن الأخنس بن شريف ثقفى » در ميدان احد در حالى كه بيش از چهل سال نداشت ، به شهادت رساند و پيامبر دستور داد تا وى را با حمزه در يك گور نهند . « 1 » 3 . مُصْعَب بن عُمَيْر :
ابنهشام بن عبدمناف از « بنو عبدالدّار بنىقصّى » در دار ارقم ، قلب و انديشهء خود را تسليم ايمان به خدا نمود و در اين راه پايدارىها و استقامتها داشت . اوّل كسى بود كه از جانب محمّد صلى الله عليه و آله مأموريّت يافت تا به مدينه رود و اسلام را ميان اهل آن رواج دهد .
پيامبر اين كار را بنا به درخواست مدنىها و به دنبال مذاكرهء عقبهء اوّل در مكّه عملى نمود .
آنها خواسته بودند تا پيامبر صلى الله عليه و آله فردى آشنا به قرآن و اسلام را به ميان آنها فرستد . مصعب به مدينه رفت و در خانهء اسعد بن زراره طوايف يثرب را به اخلاق و تعاليم يكتاپرستى محمّد صلى الله عليه و آله دعوت مىنمود . قرآن را به آنها مىآموخت و او بود كه بار ديگر بيش از هفتاد نفر از بزرگان مدينه را به مكّه برد تا در عقبهء ثانى ، محمّد را ملاقات كنند و با او دربارهء نقشى كه مىتوانند در اعتلاى توحيد داشته باشند ، به مذاكره پردازند .
مصعب در مكّه ماند تا پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى مدينه هجرت كرد و خود نيز قبل از او امر هجرت را به دل پذيرا گشت . او نخستين كسى بود كه با مدنىها نماز جماعت و جمعه برپا
هامش
( 1 ) . ابنسعد ، « الطّبقات الكبير » ، الجزء الثّالث ، قسم الأوّل ، ص 63 و 64