محمّد صلى الله عليه و آله در حالى كه مجروح و خسته بود ، ياران را گفت :
مرا كنار جسد حمزه عمويم ببريد !
ابوهريره گويد :
ان رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - وقف على حمزة بن عبدالمطلب حيث استُشْهِدَ فنظر إلى منظر لمينظر إلى شيء قط كان أوجع لقلبه منه و نظر اليه قد مُثِل به فقال : « رحمة اللَّه عليك فإنّك كنت ما علمت وصولها للرحم فعولا للخيرات و لو لا حزن من بعدك عليك لسرّني أن أتركك حتّى يحشرك اللَّه من أرواح شتّى » . « 1 » در اوج تأثّر و اندوه از ديدار نعش عمو و به لحاظ پيوند و علاقهاى كه ميانشان بود ، محمّد صلى الله عليه و آله حزن و غم خود را مخفى نكرد و آشكارا بر او زمزمهء غمانگيز داشت . طبيعى است كه يك انسان متعادل از اين همه سفّاكى و اوج تعصّبات نفرتانگيز به ستوه و نجوا آيد و به اعتبار طبيعت بشرگونه ، حسّ انتقامجويى در او جوشان گردد . محمّد صلى الله عليه و آله در برابر جسد مُثلهشدهء عموى خود چنين حالتى يافت . يكباره سوگند خورد :
« واللَّه على ذلك لأمثلنَّ بسبعين منهم مكانك » . « 2 » ابناسحاق به نقل از « محمّد بن جعفر ابن زبير » جملهء محمّد صلى الله عليه و آله را چنين ثبت كرده است :
« و لئن اظْهَرَني اللَّه على قريش في مَوْطِن مِنَ المواطن لأُمثّلنَّ بثلاثين
هامش
( 1 ) . « ابوهريره گويد : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در محلى كه حمزه به شهادت رسيده بود ، ايستاد و صحنهاى را به چشم ديد كه از هر منظرهاى بيشتر قلبش را به درد آورد ؛ آن حضرت حمزه عليه السلام را ديد كه مثله شده بود . پس فرمود : رحمت خداوند بر تو باد كه بسيار صلهء رحم مىكردى و كار نيكو انجام مىدادى . . . اگر به خاطر اندوه بازماندگان نبود ، خوش داشتم كه تو را بر جا نهم تا آنگاه كه خداوند تو را با ديگر ارواح ، محشور نمايد . »
( 2 ) . « به خدا سوگند به خاطر اين كار ، هفتاد تن از آنان را مثله مىكنم . »