تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
كه عبارت است از آب‌آوردن علىّ بن ابىطالب در سپر خود براى محمّد صلى الله عليه و آله در حالى كه به‌شدّت زخمى و خون از چهره‌اش جارى بود ، مورد شكّ هيچ يك از محقّقان و حديث‌شناسان نيست . به هر تقدير وقتى آب آورده شد ، بدبو ، بدرنگ و بدطعم بود و پيامبر صلى الله عليه و آله در حالت عطش سوزان ، آن را ننوشيد و تنها به شستشوى خون‌ها اختصاص داد . طبيعى به نظر مىرسد كه آب چنين گودالى از باران‌هاى زمستانى بوده است و واقعهء احد چون در ايّامى به وقوع پيوست كه مدت‌ّها از فصل زمستان گذشته بود ، مىتوان پذيرفت كه بو و رنگ و طعم نامطلوب آن به لحاظ راكد ماندنش زير آفتاب سوزان مدينه ، در مهراس بوده است . سمهودى جزم دارد كه مهراس در درّهء احد ( اقصى شعب يا فم شعب ) يعنى در سمت شمالى غار واقع شده است . « 1 » فاصلهء بين مقبرهء شهداى احد تا دهانهء درّه را در حدود پانزده دقيقه طى كرديم و چون وارد درّه شديم ، مهراس - كه مشهور اهل مدينه و مجاورنشينان آن بود - در شرق ما قرار داشت .

5 / پ : مقابر شهداء صحابه

شكست مقاومت مؤمنان ، نتيجهء اشتباهى بود كه بعضى از مدنىهاى همراه پيامبر در ترك غيرعمدى روماة مرتكب شدند . قريش فرصت را مغتنم شمرد و با تجديد روحيّه مىخواست در اندك فرصت ، حدّاكثر تلاش را براى ارضاى حسّ كينه و انتقام‌جويى خود اعمال كند . لذا تا توانستند ، كشتار كردند ، زخم زدند و خون ريختند و ميدان احد را به كشتارگاهى تبديل ساختند . بزرگان مهاجر و انصار در خون غلتيدند و زيرِ سمّ اسبانِ مدافعان جهالت و متعصّبان سُنن انتقام‌جويى قبايل عرب ، مجروح و پراكنده گشتند . با اين همه ، مؤمنان تا آنجا كه مقدورشان بود ، دفاع و مقاومت كردند و با ايمان و
هامش
( 1 ) . « وفاءالوفا » جزء 4 ، ص 1315