دفاع نگشتند و از جمع مسلمانان كناره گرفتند . با توجّه به اينكه تعداد مسلمانان در هنگام خروج از مدينه حدود هزار نفر بوده ، افرادِ باقيمانده بيش از هفتصد تن نبودهاند .
ابناسحاق مىنويسد : « انخزل عنه عبداللَّه بن أبيّ بثلث الناس » . « 1 » واقدى در « مغازى » و ابوجعفر در « تاريخ الرّسل و الملوك » نوشتهاند :
« عبداللَّه بن أبي از محلّ شيخين با سيصد كس جدا شد و پيغمبر خدا با هفتصد كس بماند . »
لذا با توجّه به تأكيد ابنسعد در « الطّبقات الكبرى » مبنى بر اينكه « انخزل عبداللَّه بن أبيّ بثلثمائة و بقي رسولاللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - في سبعمائة و معه فرسه و فرس لابي بُرْدة بن نياز » . « 2 » مىتوان به موقعيّت مسلمانان در برابر قدرت تهاجمى قريش پى برد . با اين همه محمّد صلى الله عليه و آله حاضر نشد كه به تعقيب كسانى كه بازگشتند ، بپردازد و يا با گفتگو و اعمال قدرت ، مانع نقش عبداللَّه بن ابى در بازگرداندن يك ثلث از مدافعان مدينه شود و اين خود از اهمّ مدارك و مستندات تاريخى است كه نشان مىدهد پيامبر صلى الله عليه و آله هيچگاه به شيوهء جنگجويان عمل نكرده است ؛ زيرا او به جنگ اعتقاد نداشت تا به نتيجهء آن بينديشد . او صرفاً به نيّت دفاع از مدينه عازم احد گرديد و آزادى افراد را در چنين دفاعى محترم مىداشت و حاضر نشد با بدانديشانى تفاهم كند كه مىتوانست به نيروى آنها قوّت و قدرتى عليه مشركان به دست آورد . در منطقهء « شيخين » نيز وقتى « عبداللَّه بن ابى » از گروه مدافعين جدا شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله راهش را باز گذاشت .
البتّه در برخى نوشتههاى تاريخى ادّعا شده است كه جداشدن عبداللَّه بن ابى در ثنيّةالوداع واقع شده است و بعضى ديگر آن را در شوط و عدّهاى آن را در شيخين و يا در فاصلهء بين آن دو دانستهاند .
به عقيدهء حقير اين تفاوت در اقوال ، اهمّيّت چندانى ندارد ؛ زيرا با توجّه به موقعيّت
هامش
( 1 ) . نك : « تاريخ الرّسل و الملوك » ، ص 8
( 2 ) . « عبداللَّه بن ابى با سيصد نفر ، از لشكر اسلام جدا شد و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به همراه هفتصد نفر باقى ماند واسب آن حضرت و نيز اسب ابىبردةبن نياز همراهش بود . »