« ان اللَّه تعالى أبهم ذكرهما و ستر عليهما فلايجوز لنا ان نهتك ذلكالستر » . « 1 » واقعهء ديگرى كه ظاهراً در شيخين و همان روزِ عزيمت به احد رخ داده است ، عدم پذيرش پيامبر صلى الله عليه و آله از شركت نوجوانان كمتر از پانزده سال در جنگ مىباشد كه بعدها به عنوان يك اصل حقوقى در تعليمات اسلام جاى گرفت و ريشه دواند .
متّقى هندى در كتاب خود به نقل از عروه مىنويسد :
« قال رد رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - يوم أُحُد نفراً من أصحابه استصغرهم فلم يشهدوا القتال منهم عبداللَّه بن عمر الخطاب و هو يومئذ ابن اربع عشرة سنة و اسامة بن زيد و الْبَرَاء بن عازب و عرابة بن اوس و رجل من بنيحارثة و زيد بن ارقم و زيد بن ثابت و رافع . . . للذرارى و النساء بالمدينة » . « 2 » ابنهشام در كتاب خود نوجوانان مزبور را اين گونه معرّفى كرده است :
« اسامة بن زيد وعبداللَّه بن عمر بن الخطاب وزيد بن ثابت ، احد بني مالك بن النجار والبراء بن عازب احد بني حارثة وعمرو بن حزم احد بني مالك أُسيْد بن ظُهَير احد بنيحارثة ، ثم اجازهم يوم الخندق و هم ابناء خمس عشرة سنة » « 3 » نگرش تاريخى را رها مىسازيم ؛ تا موقعيّت جغرافيايى و محلّ چنين مكانى را در
هامش
( 1 ) . « خداوند متعال ، آن دو طايفه را با ابهام ذكر كرده و از آنان مستقيماً نام نبرده و بر آنان پردهپوشى كرده است ، پس بر ما روا نباشد كه آن پرده را درافكنيم » . نك : همان ، ص 226
( 2 ) . « در روز احد ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گروهى از اصحاب را كه كم سن و سال بودند ، بازگرداند و آنان ، وقايع جنگ را شاهد نبودند ، از آن جمله ، عبداللَّه بن عمر بن خطاب بود كه در آن زمان چهارده سال داشت و اسامة بن زيد و بَراء بن عازب و غرابة بن اوس و جوانى از بنىحارثه و زيد بن ارقم و زيد بن ثابت و رافع بودند . رافع ، اعتراض كرد و حضرت به او اجازه فرمود ، اما بقيه را در مدينه برجا گذاشت تا از خانوادهها و زنان پاسدارى كنند ؛ نك : « كنزالعمّال » ، ج 10 ، ص 276 ، چاپ عثمانيّهء حيدرآباد . »
( 3 ) . « السيرة النّبويه » ، همان مدرك ، ص 11