« قال ابناسحاق : حتى إذا كانوا بالشَّوْطِ بين المدينة و أُحدٍ » . « 1 » ياقوت حموى به جهت كثرت ذكر كلمهء « شوط » در منابع تاريخى ، آن را در كتاب خود مورد توصيف قرار داده كه :
شوط ، « اسمُ حائطٍ » يعنى « بستاناً بالمدينة » . « 2 » لذا مىتوان باور داشت كه در شناخت موقعيّت جغرافيايى آن ، نظر سمهودى صحيح است ؛ خاصه آنكه روايت ابنسعد از ابوسعيد مبنى بر اينكه « تزوج رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - امرأة من بنيالجون فأمرني أن آتيه بها فأتيته بها فأنزلتها بالشوط من وراء ذباب في أطم . . . » . « 3 » آن را تقويت مىكند .
فيروزآبادى با ياقوت حموى همنظر است كه شوط نام بستانى در مدينه است :
« و به سمّي بستان في المدينة » . « 4 » و بجا به اين شعر « قيس بن الخطيم » استناد كرده :
و بالشوط من يثرب أعبد * ستهلك في الخمر أثمانها
از موقعيّت شمالى تپّهء ذباب كه طبق نظر مدينهشناسان ، « شوط » ناميده مىشده است ، تصويرى در سال 1395 ه . ق . از فراز تپّه تهيّه كردم ؛ تا از آنچه تنها در كتابها نام برده شده است ، سندى واقعى در بحث مدينهشناسى ثبت نمايم . « 5 » 3 . شيخين : حلبى بر اين باور است كه مسلمانان بر سر راه خود به احد در مكانى به
هامش
( 1 ) . ابناسحاق گويد : ( رفتند ) تا به منطقهء « شوط » حد فاصل مدينه و احد رسيدند » ؛ نك : « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 8 ، تصحيح محيىالدّين .
( 2 ) . « معجم البلدان » ، ذيل كلمهء « شوط » .
( 3 ) . « پيامبر صلى الله عليه و آله با زنى از بنىجون ازدواجكرد و او را در « شوط » درپشت ذباب و درناحيهء اطم ساكنگردانيد . »
( 4 ) . « المغانم المطابة فى معالم طابه » ، ص 211
( 5 ) . پيكرهء 14 - 2 . همچنين براى تطبيق با موقعيّت ذباب نك : كتاب اوّل ، پيكرهء 1 - 8