و غرب مدينه منتهى مىشده است و از آنجا مىبايستى براى رسيدن به شهر ، ميان سرزمينهاى قبايل يهودى « بنىنضير » و « بنىقريظه » فرود آيند و اين امر با موقعيّت تاريخى آن زمان ممكن نبوده است . نتيجتاً قريش راه شمال را از آن جهت انتخاب كردند كه اولًا تنها سرزمينى است كه در آن حوالى داراى چاههاى آب و زراعت بوده است ؛ ثانياً مسطّح و مساعد براى هجوم به مدينه . زيرا با توجه به كثرت تعداد چهارپايان و نياز مبرم به آب و چرا اين بيان تاريخى واقدى قابل درك خواهد بود كه :
« فلمّا أصبحوا يوم الجمعة خلّوا ظهرهم و خيلهم في الزّرع حتّى تركوا العرض ليس به خضراء » . « 1 » « العرض » نام ديگرِ جرف است و جُرْف ( به ضم و سكون راء ) و يا جُرُف ( به ضمّ جيم و راء ) چنانچه در نقشهء قديمى مدينه نشان داديم ، در سهميلى شمال غربى در جهت شامى مدينه جاى دارد و سرزمين چاهها و مزارع اطراف مسجد قبلتين است و چاه جشم و چاه جمل از چاههاى مشهور آن و مزرعهء الزين كه به تعبير ابنزباله مورّخ مدنى :
« پيامبر در آنجا زارعت كرده است »
در آنجا بوده و منطقه الوطاء كه در كلام واقدى آمده ، در مجاورت سمت غربى كوه احد قرار داشته است . در نتيجه مىتوان مطمئن شد كه قريش پس از ترك ذوالحليفه و حركت به سوى العرض ، كليّهء مناطق الوطاء و العرصه را كه قبيلهء « بنوسلمه » در آنجا سكونت داشتهاند ، تحت اشغال خود در آورده بودند و اين واقعيّت با آنچه ابناسحاق « 2 » و ابنحبان « 3 » و ابناثير « 4 » آوردهاند و مبنى بر اين است كه قريشيان به سوى مدينه آمدند تا :
هامش
( 1 ) . « چون روز جمعه شد ، به آنجا رسيدند و چهار پايان خود را براى چريدن در كشتزارها رها كردند ، چندان كه در منطقهء عرض ( جرف ) گياهى بر زمين نمانده بود . »
( 2 ) . نك : « السّيرة النّبويّه » ، ج 3 ، ص 66
( 3 ) . الثقات ، ج 1 ، ص 222
( 4 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 150