تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
پيامبر مىباشد . مسلّماً آن حضرت براى زره‌پوشيدن ، بايد به وضع و حالى داخل خانه شده باشد كه نارضايتىشان كتمان نشود . حتّى وقتى از خانه با زره خارج شده است ، همگان به اين دلتنگى پيامبر صلى الله عليه و آله پى برده‌اند . ابن‌اسحاق مىنويسد : « ثمّ خرج عليهم و قد ندم الناس ، و قالوا : استكرهنا رسول‌اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - و لم يكن لنا ذلك » . « پس صحابه چون ديدند كه سيد عليه السلام . . . بيرون آمد ، پشيمان شدند و گفتند : ما را نمىرسد الحاح به پيغمبر خداى كردن و وى را به اكراه در كار آوردن . » اينجاست كه به تصريح طبرى به حضور پيامبر رفتند و گفتند : « يا رسول‌اللَّه ! استكرهناك و لم يكن ذلك لنا ، فان شئت فاقعد ، صلى اللَّه عليك » . « 1 » آنچه مسلّم است ، پيامبر دفاع از جان و مال و خانه و كاشانهء آدميان را يكى از حقوق مسلّم انسان دانسته است . لذا مىبايست در برابر هجوم لجام‌گسيخته و مصمّم قريش از خود و مدينه دفاع كند و مردم را به دفاع مشروع و محدود ترغيب نمايد . آنچه مورد بحث است ، نحوهء اين دفاع است ؛ همانچه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به مشورت گذارد و قصد او از عدم خروج ، شكيبايى براى تحمّل مصائب بود ؛ تا حدّاقل خسارت و يا تلفات انسانى به بار آيد و شايد از اين طريق ، به بازگرداندن قريش و جلوگيرى از نبرد و ستيز ، منتهى شود ؛ ولى آنچه اصحاب از او خواستند ، دفاعى بود كه به پيش‌بينى پيامبر صلى الله عليه و آله موجب تلفات بيشترى مىشده و از اين رو ، آن را نمىپسنديده است . ضمن اين‌كه ورود به جنگ ، مجال هر نوع ترك مخاصمه را از طرفين سلب مىكرده است . با اين همه پيامبر صلى الله عليه و آله باز هم سعى كردند تا در ميان شعله‌ورشدن غضبِ هجوم و
هامش
( 1 ) . « اى پيامبر خدا ! تو را ( به خروج از مدينه ) واداشتيم ، حال آن كه نبايد چنين مىكرديم . اكنون اگر قصد ماندن دارى ، در مدينه بمان ، درود خدا بر تو باد . . . » . نك : همان ، ص 8