تعصّب تنفّرآميزِ دفاع ، راهى براى صلح و سلم و خاتمهدادن سريع به جنگ ، بيابند و درس مشورت و شورا را در اتّخاذ تصميمات جمعى و آنچه منافع و مصالح عموم در آن نهفته است ، به پيروان خود بياموزند ؛ تا گفته نشود كه او چون پيامبر است راهى براى آراء مردم باز نگذاشت ؛ يا مردم را از حالت دفاعى به خوى تهاجمى كشاند .
3 / ب : تدارك و مواضع
تاريخ به ياد مىآورد كه پيامبر صلى الله عليه و آله روز جمعه چون از نماز صبحگاهى فارغ گشت ، آمادهء خروج از مدينه شد و مسلمانان براى دفاع از آيين جديد خود رغبتى زايدالوصف يافتند و يكپارچه رسول را حلقه زدند . مردمى با هدفى اعلا ولى امكاناتى ناچيز ، قصد مهاجمانى را كردند كه بىهدف ، شور تعصّبات خونخواهى در سر داشتند و با حدّاكثر تداركات ممكن ، كنار شهر آتش افروخته بودند . چادرها به پا داشته بودند و طبلزنان و رقص كنان ، سُنن جاهليّت را احيا مىكردند و با سرودهاى هيجانانگيز ، تفاخر جاهلى را با خوى خونينسرشتِ خود دَرهم مىآميختند . آنان با اين شيوه و رفتار ، به اعصار گذشتهء جزيرةالعرب ره مىيافتند ؛ امّا در اين سوى ، محمّد صلى الله عليه و آله و يارانش با ذكر و تأمّل ، آيندهء روشن ايمان و ارتباط با ابديّت را در مظلوميّت و پايدارى خود جستجو مىكردند .
آنچه گفته شد ، احساسات شخصى مؤلّف نيست و احساس و دركِ برخاسته از صفحات تاريخِ مربوط به آن روزها و ساعتهاست . تأمّل بر مضامينى است كه در خلال گفتگوها ، ثبتِ اوراق تاريخى شده است و به هر حال تلاش محقّقى است كه خود را از لابلاى هزاران مستند تاريخى ، به كنار مدينه كشانده است ؛ تا آن روز و روزهاى پس از آن را اشراق كند . حالتى است كه از امروز به گذشتههاى دور نمىنگرد ؛ بلكه امروز زندگى مىكند ، ولى در گذشتهها حضور مىيابد :
مدّت وقايعِ جنگ احد بسيار كوتاه است . بنا به روزشمارِ واقعه كه در كتاب « تاريخ الرّسل و الملوك » ، ( ج 3 ، ص 1016 ) آمده است ، چهارشنبه ، قريش به حوالى شهر رسيدند . پنجشنبه ، مسلمانان به مذاكره پرداختند و جمعه ، براى دفاع ، شهر را ترك كردند .