اگر قول واقدى را صحيح بدانيم كه گفته است :
« پيامبر روز يكشنبه دوازدهم رمضان از مدينه خارج شده « 1 » و شب چهاردهم يا پانزدهم رمضان به روحاء رسيده است . « 2 » معلوم مىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از چهار روز از طىّ راه ، هنوز نه از قريش خبرى دارند و نه از كاروان . جاى اين سؤال وجود دارد كه آن حضرت و پيروانشان چطور تنها به سوى جنوب در حركت بودند ؟
مسلّم است كه مسلمانان حتّى براى رفتن به بدر ، نقشه و فكر خاصّى از پيش نداشتهاند و صرفاً تلاش مىكردند تا به يكى از تقاطعهاى محلّ عبور قريش دست يابند .
در اينكه اين تقاطع در كجا واقع شده است ، تا منزلگاه « روحاء » چيزى معلوم نيست و هيچ سند تاريخى در دست نداريم كه نشانى از پيشانديشىهاى مسلمانان باشد . البتّه بدر ، تقاطعى بود كه از موقعيّت مناسبى برخوردار بود ؛ ولى اينكه كاروان ابوسفيان به بدر مىآيد يا خير و آيا رسيدن ابوسفيان به بدر با رسيدن مسلمانان به اين مكان ، همزمان شود ، نشانهء تاريخى درستى در دست نيست .
ابناسحاق مىنويسد :
« پيامبر پس از ترك روحاء به المنصرف رسيد »
« و ترك طريق مكة بيَسار و سلك ذاتاليمين على النازية يريد بدراً » . « 3 » ولى واقدى نام مكانهاى ديگرى را در فاصلهء ميان روحاء و منصرف ، برشمرده است . وى مىنويسد :
« پيامبر از روحاء بيرون آمد و از تنگه عبور فرمود و به خبيرتين رسيد . سپس
هامش
( 1 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 16
( 2 ) . ج 1 ، ص 35
( 3 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 265