في ناحية منها حتى إذا جزع وادياً يقال له رُحْقان بين النازية و بين مضيق الصفراء » « 1 » از نظر واقدى در فاصلهء حسرتين و تيا ، به مواضعى ديگر بر مىخوريم :
« الدَبّه » مكانى است در تنگهء ورودى به وادى صفراء كه به دبةالمستعجله شهرت داشته ؛ ولى به تصريح واقدى ، به مكانى اطلاق مىشده كه بين اضافر و بدر بوده است .
« الأضافر » پس از دفران در مسير بدر بوده و سَيَر تپهاى شنى بوده كه بين تنگهء صفراء و النّازيه قرار داشته و گفتهاند كه به شِعب سَيَر شهرت داشته است .
در ادامه به تصريح ابنسعد به « ذات اجدال » مىرسيم كه دقيقاً موقعيّت جغرافيايى مضيقالصّفراء را داشته و به اين اشتراك هم موصوف بوده است .
بر مبناى آنچه گذشت ، بايستى متوجّه يك مسألهء مهم شد و آن اينكه وادى « صفراء » پس از وادى روحاء ، بزرگترين منطقهاى بود كه در مسير پيامبر به سوى بدر قرار داشت . در اين منطقه ، مواضعى را مىبينيم كه مورّخان و سيرهنويسان از آنها به نامهاى مختلف و شواهد متعدّد ياد كردهاند . آنچه مهم است ، تعقيب اين موضوع مىباشد كه پيامبر در كجا از ابوسفيان و يا لشكركشى قريش مطّلع شده است ؟ ابناسحاق تصريح مىكند :
« حتى إذا كان قريباً من الصفراء بعث بَسْبَسَ بن عمرو الجُهَنى ، حليف بنيساعدة و عَدِيَّ بن أبىالزَّغْباء الجُهني ، حليف بنيالنجّار إلى بدر ، يتجسسان الأخبار عن أبيسفيان بن حَرْب و غيره » . « 2 » منزلگاه « صفراء » ، قريهاى ميان دو كوه بود كه دو قبيلهء « بنوحُراق » و « بنوالنّار » در آن زيست مىكردند . پيامبر صلى الله عليه و آله پس از شنيدن نام اين دو قبيله اظهار كراهت كرده ، در بارهء آن دو كوه سؤال مىكند . به اطّلاع آن حضرت مىرسانند كه نام يكى از آنها مُسْلِح و نام
هامش
( 1 ) . « در بخشهايى از آن راه پيمود و از دشتى گذر كرد در ميان نازيه و تنگهء صفرا ، كه آن را رحقان مىنامند » ؛ « السيرة النّبويه » ، ج 3 ، ص 265 ، متن عربى .
( 2 ) . « وقتى به نزديكى الصفراء رسيد ، بسبس بن عمرو جُهنى ( همپيمان بنىساعده ) و عَدىّبن ابىزغباى جُهنى ( همپيمان بنىنجار ) را بهسوى بدر فرستاد تا اخبارى از ابوسفيانبن حرب و ديگران بياورند . »