« پيامبر همچنان به راه خود ادامه داد . به روحاء رسيد و كنار چاه آن نماز گزارد . » « 1 » نكتهاى بااهميّت در منزلگاه عرقالظبيه نهفته است . بيهقى مىنويسد :
« پيامبر در عرقالظبيه مرد عربى را ديد و از او در بارهء كاروان [ قريش ] پرسيد ؛ اما خبرى از او به دست نياورد . » « 2 » واقدى تصريح مىكند :
« در عرقالظبيه مرد عربى كه از تهامه آمده بود ، پيش آمد . اصحاب پيامبر از او پرسيدند : « آيا اطّلاعى از ابوسفيان دارى ؟ »
گفت : « من از او خبرى ندارم . » پيامبر همچنان به راه خود ادامه داد . شب چهارشنبه پانزدهم رمضان به روحاء رسيد و كنار چاه آن نماز گزارد . » « 3 » ابوعبيد البكرى در « معجم ما استعجم » ، مادّهء العقيق ابراز نظر مىكند كه روحاء در يازده ميلىِ السّياله و 41 ميلى شهر مدينه قرار دارد . اين اندازه با آنچه فيروزآبادى آورده ، مطابقت دارد ؛ ولى با گفتهء « ابن ابىشيبه » كه آن را در سى ميلى مدينه دانسته ، نمىسازد . با اين همه مشهور در نزد همهء جغرافىدانان و حجازشناسان و مطّلعين به طُرق حج ، همان چهل ميل مىباشد .
فيروزآبادى دربيان وجه تسميهء « روحاء » ، به كلامابنكلبى استنادكردهكهاو گفته بود :
« لما رجع تبع من قتال أهل المدينة يريد مكة نزل بالروحاء ، فأقام بها و أراح فسماها الروحاء و سئل كثير : لِمَ سميت الروحاء ؟ قال : لانفتاحها ، ورواحها ، اى طيّبة ذات راحة » . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 39 ، ج 1
( 2 ) . « دلائلالنّبوّه » ، ج 2 ، ص 224 ، ترجمهء پارسى .
( 3 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 34 ، ترجمهء پارسى .
( 4 ) . « زمانى كه تبّع از نبرد با اهل مدينه ، بهسوى مكه بازمىگشت ، در روحا فرود آمد و مدتى در آنجا ماند و آن را « روحاء » ناميد . بسيارى پرسيدند : چرا آن را روحا ناميدى ؟ گفت : بهخاطر گشادگى و بوى خوش آن . و منطقهء روحا بهمعناى خوش و خوشبو است » . نك : « المغانم » ، صص 160 و 161