تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
ديگرى مُخْزىء است . ابن‌اسحاق قبل از آن‌كه اخبار آن دو فرد را ذكر كند ، چنين ثبت مىكند : « و سلك ذات‌اليمين على واد يقال له : ذَفَران فجزع فيه ثمّ نزل » « 1 » در اين موقعيّت جغرافيايى است كه براى اوّلين بار و قبل از اين‌كه خبر كاروان ابوسفيان به پيامبر صلى الله عليه و آله برسد ( و أتاه الخبر عن قريش بمسيرهم ليمنعوا عيرهم « 2 » ) خبر حملهء قريش به اطّلاع محمّد صلى الله عليه و آله رسيد . اينجاست كه محمّد صلى الله عليه و آله با مسألهء قريش روبرو مىشود و اصلًا موضوع كاروان مورد مشورت و بررسى قرار نمىگيرد . در اين منطقهء جغرافيايى و موقعيّت تاريخى بايد بررسى كرد كه نحوهء برخورد محمّد صلى الله عليه و آله با مسألهء هجوم قريشيان - / در حالى كه هنوز او به بدر نرسيده و كاروان ابوسفيان نيز در مسير بدر قرار نداشته - چگونه بوده است ؟ واقدى مىنويسد : « پيامبر . . . از آمدن قريش آگاه شد و سپاه را از آمدن قريش آگاه كرد . با مردم مشورت نمود و آراى ايشان را پرسيد . » « 3 » آنها در گيرودار چنين موقعيّتى چه مىتوانستند بكنند ؟ : فرار و يا مقاومت ؟ فرار به كجا ؟ قريش مصمّم بود بساط اسلام را در هر جا و به هر نحو ممكن دَرهم بپيچد . آيا اگر مسلمانان اين راه طولانى را باز مىگشتند ، آنها به تعقيب مسلمانان بسيج نمىشدند ؟ موقعيّت جغرافيايى وادىهاى اطراف مدينه به نحوى بود كه مسلمانان گريزى از رو در رويى با قريش نداشتند . لذا پيامبر صلى الله عليه و آله نيز قبل از آن‌كه به بدر برسد و حتّى مشخّص شده باشد كه بايد به بدر بروند ، در بارهء نحوهء مقاومت و دفاع با يارانش به مشورت نشست .
هامش
( 1 ) . « و به‌طرف راست ادامهء مسير داد تا به دشتى به‌نام ذَفِران رسيد و در آن پيش رفت و سپس فرود آمد . » ( 2 ) . « به آن حضرت خبر رسيد كه قريش بر سر راه قرارگرفته تا راه را بركاروان آنان ببندد » . نك : ج 2 ، ص 226 ( 3 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 36 ، ترجمهء پارسى .