به بيان ديگر ، طلحه وقتى به مدينه رسيده كه پيامبر در بدر بوده است ؛ ولى طلحه گزارش خود را در تُربان به پيامبر داده است ! و مردم مدينه چون اين خبر را شنيدند ، براى خارج شدن از شهر شتاب كردند !
خامساً و مهمتر آنكه همهء تذكرهنويسان از جمله ابناثير مىنويسد :
طلحه هنگام وقوع بدر : « كان في الشام تاجراً . . . » . « 1 » يا به گفتهء ابنحجر عسقلانى : « و كان عند وقعة بدر في تجارة الشام » . « 2 » اگر طلحه در هنگام وقوع نبرد ، در شام بوده است ، چگونه است كه به نقل واقدى ، وقتى به مدينه رسيد ، پيامبر در بدر بود ؟
سادساً اگر او در تُربان ، محمّد صلى الله عليه و آله را ملاقات كرده ، چگونه است كه دوباره به تجارت شام برگشته و راهى بدر نشده است ؟
شايد اگر كسى به مسيرها و مواضع جغرافيايى مسير مدينه تا بدر آشنايى نداشته باشد ، در پذيرفتن چنين گفتههايى احساس مشكل نكند ؛ ولى وقتى فاصلهها در نظر او به لحاظ مكان و زمان تشخّص عينى پيدا كرده باشد ، گفتههاى مزبور را فاقد انسجام و غيرواقع مىيابد . « 3 » نكته در اين است كه پيامبر و مسلمانان هنگام خروج از مدينه ، اطّلاعى از مسير و موقعيّت كاروان قريش نداشتند ؛ تا اينكه پيامبر در نزديكىهاى بدر در صفراء توسّط بعضى از يارانش آگاه شد كه كاروانى در راه بدر است . او عازم رسيدن به تقاطعهاى راه بازرگانى قريش بود و همين هدف او را به سوى بدر كشانده بود .
براى اين منظور بايد مسير مدينه تا بدر را از تُربان و مَلَل بپيماييم و حوادث را در طول مواضع جغرافيايى اين طريق دنبال كنيم :
هامش
( 1 ) . « اسد الغابه » ، ج 3 ، ص 86
( 2 ) . « الإصابه » ، ج 2 ، ص 220
( 3 ) . « در بارهء ذوالمروه نك : حمد الجاسر ، « بلاد يَنْبُع » ، ص 214 ، منشورات داراليمامه 3