انتخاب كرده است . يادآورى مىشود :
ابناسحاق در كتابش ، مسيرِ پس از ذاتالجيش را « تُرْبان » و « مَلَل » خوانده است . « 1 » واقدى پس از قبول اين مطلب ، از مسير و توقّف پيامبر در ملل و تربان چنين ياد كرده است :
« آنگاه آهنگ درهء مَلل و تُربان كرد و ميان حفيره و مَلل توقف نمود »
« و أصبح ببطن مَلَل و تُرْبان ، بين الحفيرة و ملل » . « 2 » در همين منزلگاه بود كه به گفتهء محمّد بن بجاد و سعد بن ابىوقّاص با مساعدت پيامبر ، آهويى را شكار كرده ، آنگاه دستور داد تا گوشت آن را ميان همهء ياران تقسيم كنند .
با توجّه به اينكه به تصريح سمهودى ، تُربان : « ذات الجيش نقب ثنية الحفيرة » است « 3 » ، عقيدهء اسدى در اين خصوص صحيح به نظر مىرسد كه مدّعى است :
« بين الحفيرة أي التي تنسب الثنية لما و بين ملل ستة أميال » . « 4 » بنابراين : « تُربان فيما بين ذلك و بين ثنيّة مفرح موضع يقال له سمهان » .
در ادامهء بحث ، موضوع مهمى را پى مىگيريم و آن ، سند جاسوسى « طلحة بن عبيداللَّه » و « سعيد بن زيد » است . اين پژوهش نشان مىدهد كه واقدى در « مغازىِ » خود مرتكب چه اشتباه تاريخىاى شده است .
واقدى در صدر گزارشات تاريخى خود دربارهء بدرالقتال مىنويسد :
هامش
( 1 ) . نك : « السّيرة النّبويّه » ، ج 2 ، ص 265
( 2 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 26
( 3 ) . سمهودى ، « وفاءالوفا » ، ج 4 ، ص 1161
( 4 ) . « از حفيره ( كه ثنيه اسم به آن ناميده شده ) تا « ملل » شش ميل فاصله است . »