از سوى ديگر به گفتهء صالح بن كيسان :
« پيامبر وقتى عازم بدر شدند ، شمشيرى همراه نداشتند . » « 1 » به اين دليل و با توجّه به روند حوادث بدر ، كلمهء « يعرضنا » با مفهوم جنگى - چه تهاجمى و چه تدافعى - نمىتواند با مستندات تاريخى مطابقت داشته باشد .
ابناسحاق مسير را از مدينه به « نَقْب المدينة ثمّ على العقيق » برشمرده است « 2 » و اين منافاتى با توقّف در سقيا ندارد ؛ زيرا اين منزل در مجاورت منطقهء عقيق قرار دارد و واقدى قبول دارد كه پيامبر « از بيوت سقيا بيرون آمد و درّهء عقيق را پيموده است » :
« و خرج ( رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - ) من بيوت السُّقيا حتى سلك بطن العقيق » . « 3 » گفتنى است : در امتداد درّهء عقيق ، ذىالحليفه جاى دارد و ابناسحاق در همان مأخذ ، تعبيرِ « ثمّ على العقيق ثمّ على ذيالحُليفة » را بهكار برده است ؛ در حالى كه واقدى به توقّف در ذىالحليفه اشاره نمىكند و همان نام منطقهء وسيع عقيق را كافى براى مقصود خود مىداند .
در ضمن ، « نقبالمدينه » همان « نقب بنىدينار بن النّجار » است كه مسير رفتن مدنىها به منطقهء عقيق از جانب حرّهء غربى مدينه يعنى الوبره است ؛ كه مىبايست از راه بريدهاى ميان دو بلندى عبور كنند . اين مسير تا يك قرن گذشته بر اثر ريزش سنگهاى سخت ، مخروبه و مسدود شده بود ؛ تا اينكه در سال 1297 ه . ق . فردى از اهالى هند به هزينهء شخصى خود اين مسير را كه در آن زمان « الزقيقين » نام گرفته بود ، مسطّح و قابل تردّد نمود . اكنون در اين مسير ، چاه « عروة بن زبير بن العوام » را در سمت چپ خود مشاهده مىكنيم و مسجد دومنارهاىِ مشهور به « قبّة خضر نبى » در مجاورت و آخر حدّ زقيق و يا المدرج قرار داشته است .
هامش
( 1 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 77
( 2 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 264
( 3 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 19