تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
ابىطالب عليه السلام است . با اين وصف ، چگونه ممكن است اين فرازها محمّد صلى الله عليه و آله را به گريه و اظهار تأثّر وادار كند ؟ ابن‌حجر عسقلانى در كتابش سخن زبير را آورده است كه : « سمعت بعض أهل العلم يغمز هذه الأبيات و يقول إنّها مصنوعة » . « 1 » ظاهراً اين نتيجه‌گيرى را بهتر مىتوان با مُستندات تاريخى پذيرفت .

ت : جغرافياى تاريخى مسير بدر

پژوهنگان در شناخت اسناد تاريخى مربوط به واقعهء بدر ، با مواضع جغرافيايى منطقهء بدر برخوردى مستقيم ندارند ؛ زيرا منابع تاريخى ، از آن موقعيّت‌ها به‌نحوى ياد كرده‌اند كه گويى اهمّيّت جغرافيايى آنها مورد تأكيد و تأمّل تاريخى نيست . اين شناخت ، ما را بر تقدّم و تأخّر وقايعى كه متأسّفانه از ساعت‌ها و روزهاى آن بىخبريم ، آگاه مىسازد و به‌خوبى نشان مىدهد كه چگونه توالى يك سرى حوادث ، به وقوع حادثهء بزرگى منجر مىشود . بر عكسِ عموم راويان كه از واقعهء بدر ، به مسير حركت تا بدر نظر انداخته‌اند ، شيوه‌اى كه ما در پيش گرفته‌ايم ، به ما كمك مىكند تا وقوع حوادثى را كه در مسير مدينه تا بدر و يا مكّه تا بدر رخ داده است ، پيگيرى كنيم . اتّخاذ چنين روشى در پژوهش براى كسانى كه فكر مىكنند حوادث مذهبى را نمىتوان با سلسله علل و عوامل تاريخى مورد بررسى قرار داد و غالباً نتيجه را انگيزهء وقوع حادثه تلقّى كرده‌اند ، علامت سؤالى پيش آورد و به لحاظى آنها را به سويى كشاند تا با شناخت مواضع جغرافيايى ، از انگيزهء حركت ، وقوع حوادث را پى گيرند و نتيجه را دنبالهء وقوع آن حوادث بيابند و نه انگيزهء حركت . بدين لحاظ بايست منابع تاريخى سيره و مغازى را مبناى تحقيق خود قرار داد و پس از استخراج مواضع جغرافيايى يادشده ، ضمن شرح وقايع تاريخى ، آنها را در متون
هامش
( 1 ) . « شنيده‌ام كه اهل علم ، اين ابيات را ضعيف و جعلى مىدانند » . « الإصابه » ، ص 378