پيامبر چون سخن فاطمه را شنيد ، فرمود :
« ليست الدنيا من محمّد و لا من آل محمّد و لو كانت الدنيا تعدل عنداللَّه من الخير جناح بعوضة ، ما سقى كافراً منها مشربة ماء » . « 1 » همين قناعت و استغنا بود كه سبب شد خانههاى دختر و همسران محمّد صلى الله عليه و آله بهصورت تجلّىگاه ايمان به ابديّت و سرمشقى براى عارفان اسلام درآمد و خانههاى بهجاىمانده ، پس از رحلت محمد صلى الله عليه و آله به صورت خارى در چشم امرا قرار داشت كه از نام محمّد صلى الله عليه و آله متنعّم شده بودند و محمّد صلى الله عليه و آله خود به ذرّهاى از آن تنعّمها رضا نداشت .
بعدها ، پساز پيروزى اشرافيّت عرب بهرهبرى امويان بر شيوهء بىآلايش اهلبيت ، كه راه خود را در ميان مسلمانان مىگشود ، همين خانههاى محقّر به صورت « عاملِ تهديدكنندهء مشروعيّت راه و رسم خلفا » و « محكى در آشكاركردن خطوط متضاد اين دو نوع رهبرى » جلوه نمود .
وليد بن عبدالملك در روزهايى از اوج قدرت امويان به خلافت رسيد كه اندوختهء بيتالمال بيش از هر خزانهاى در جهان لبريز بود و ارتباط متقابل با ايران و روم و مصر و . . . مسلمانان را به سوى تنعّم و رفاه بىزحمت ، كه فساد و تباهى را در ذات خود مىپرورانيد ، كشاند و روز به روز از سادگى زندگى دينى دور كرد و بهسوى ايران و روم و يونان سوقشان داد . معيارهاى نظام ارزشى اسلام ، دستخوش تفاسير زمانه و تعابير مسخشدهاى گرديد كه متأسّفانه همچنان در دو قلمرو ماده و معنى تداوم دارد .
با چنان اوضاعى ، وليد بن عبدالملك به بهانهء توسعهء مسجدالنّبى قصد تخريب خانههاى همسران پيامبر را نمود و از سنن پيامبر ، اثرى ستانيد كه ديگر جبران نشد .
هامش
( 1 ) . « دنيا از آن محمد و آل محمد نيست و اگر جهان نزد خداوند به اندازهء بال پشهاى ارزش داشت ، كافر در آن يك جرعه آب نمىنوشيد . »