تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
در بيرون قلعه روبرو شدند . از اينرو ، سربازان دلير اسلام با جانبازى و فداكارى و دادن تلفات سنگين - كه سيره‌نويس بزرگ اسلام « ابن هشام » آنها را در ستون مخصوص گرد آورده است - نتوانستند پيروز شوند و بيش از ده روز با جنگاوران يهود ، دست و پنجه نرم كرده ، و هر روز بدون نتيجه به لشكرگاه باز مىگشتند . در يكى از روزها ، « ابى بكر » مأمور فتح گرديد و با پرچم سفيد تا لب دژ آمد . مسلمانان نيز به فرماندهى او حركت كردند ، ولى پس از مدتى بدون نتيجه بازگشتند و فرمانده و سپاه هر كدام گناه را به گردن يكديگر انداخته و همديگر را به فرار متهم نمودند . روز ديگر فرماندهى لشكر به عهدهء « عمر » واگذار شد . او نيز داستان دوست خود را تكرار نمود و بنا به نقل طبرى ، « 1 » پس از بازگشت از صحنهء نبرد ؛ با توصيف دلاورى و شجاعت فوق العادهء رئيس دژ « مرحب » ، ياران پيامبر صلى الله عليه و آله را مرعوب مىساخت . اين وضع ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سرداران اسلام را سخت ناراحت كرده بود . در اين لحظات پيامبر صلى الله عليه و آله ، افسران و دلاوران ارتش را گرد آورد ، و جملهء ارزنده زير را كه در صفحات تاريخ ضبط است ، فرمود : لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ لَيْسَ بِفَرّارٍ . . . » « 2 » اين پرچم را فردا به دست كسى مىدهم كه خدا و پيامبر را دوست دارد و خدا و پيامبر او را دوست مىدارند و خداوند اين دژ را به دست او مىگشايد . او مردى است كه هرگز پشت به دشمن نكرده و از صحنهء نبرد فرار نمىكند و بنا به نقل طبرسى و حلبى چنين فرمود : كرّار غير فرّار ، يعنى به سوى دشمن حمله كرده ، و هرگز فرار نمىكند . « 3 »
هامش
( 1 ) . « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 300 . ( 2 ) . « مجمع البيان » ، ج 9 / 120 ؛ « سيرهء حلبى » ، ج 2 / 43 ؛ « سيرهء ابن هشام » ، ج 3 / 349 . ( 3 ) . مورخ بزرگ اسلام ، ابن ابى الحديد از سرگذشت فرار اين دو سردار ، سخت متأثر گشته و در قصيدهء معروف خود چنين مىگويد : و ما انس لا أنس اللذين تقدما و فرهما و الفر ، قد علما ، خوب اگر همه چيز را فراموش كنم كه هرگز سرگذشت اين دو سردار را فراموش نخواهم كرد ، زيرا آنان شمشير به دست گرفته و به سوى دشمن رفتند و با اينكه مىدانستند فرار از جهاد حرام است ، پشت به دشمن كرده فرار نمودند .و للراية و قد ذهبا بها * ملابس ذل فوقها ، و جلابيبآنها پرچم بزرگ را به سوى دشمن بردند ، ولى در عالم معنى پرده‌هائى از ذلت و خوارى آن را پوشانيده بود .يشلّهما من آل موسى شمردل * طويل نجاد السيف ، اجيد يعبوبيك جوان تندرو از فرزندان موسى آنان را طرد مىكرد ، جوان بلندبالا كه بر اسب تندرو سوار بود .