يهود به شمار مىرفت .
مسلمانان ، كه در برابر چنين دشمن مجهز و نيرومندى قرار گرفته بودند ؛ بايد در تسخير اين دژها از هنرنمايى نظامى و تاكتيكهاى جنگى حد أكثر استفاده را بنمايند . نخستين كارى كه انجام گرفت ، اين بود كه شبانه تمام نقاط حساس و راهها ، به وسيلهء سربازان اسلام اشغال گرديد . اين كار به قدرى مخفيانه و در عين حال سريع انجام گرفت ، كه نگهبانان برجها نيز از اين كار آگاهى نيافتند . صبحگاهان كه كشاورزان « خيبر » ، با لوازم كشاورزى از قلعهها بيرون آمدند ؛ چشمهاى آنها به سربازان دلير و مجاهد اسلام افتاد ، كه در پرتو قدرت ايمان و بازوان نيرومند و سلاحهاى برنده ، تمام راهها را به روى آنها بستهاند ، كه اگر قدمى فراتر بگذارند ، فوراً دستگير خواهند شد . اين منظره آنچنان آنها را خائف و مرعوب ساخت ، كه بىاختيار پا به فرار گذاردند ، و همگى گفتند كه : محمد صلى الله عليه و آله با سربازانش اينجاست و فوراً درهاى دژها را سخت بسته و در داخل دژها شوراى جنگى تشكيل گرديد . وقتى چشم پيامبر صلى الله عليه و آله به لوازم تخريبى مانند بيل و كلنگ افتاد ، آن را به فال نيك گرفت و براى تقويت روحيهء سربازان اسلام فرمود : « اللَّه أكبر خربت خيبر إنّا إذا نزلنا بساحة قومٍ فساء صباح المنذرين » ؛ « ويران باد اين خيبر ! وقتى بر قومى فرود آييم چه قدر بد است روزگار بيمدادهشدگان » . نتيجهء اين شورا اين بود كه زنان و كودكان را در يكى از دژها ، و ذخاير غذايى را در دژ ديگر جاى دهند و دليران و جنگاوران هر قلعه با سنگ و تير از بالا دفاع كنند و قهرمانان هر دژ در مواقع خاصى از دژ بيرون آيند و در بيرون دژ با دليران اسلام بجنگند . دلاوران يهود از اين نقشه تا آخر نبرد دست برنداشته ، از اين جهت ، توانستند مدت يك ماه در برابر ارتش نيرومند اسلام مقاومت كنند ؛ به طورى كه گاهى براى تسخير يك دژ ده روز تلاش انجام مىگرفت و نتيجهاى به دست نمىآمد .
پرهيزكارى در عين گرفتارى
در اين حالت كه گرسنگى شديد ، بر مسلمانان مستولى گرديده بود و آنان با