كار ستون پنجم به كجا انجاميد ؟
روزى شاس بن قيس يهودى به نمايندگى از قلعه فرود آمد و با پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله تماس گرفت ؛ و درخواست كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه دهد « بنى قريظه » مانند يهوديان ديگر اموال منقول خود را برداشته ، از محيط مدينه بيرون روند . پيامبر صلى الله عليه و آله طرح وى را نپذيرفت و فرمود : بايد بدون قيد و شرط تسليم گردند . « شاس » طرح را عوض كرد و گفت : بنى قريظه حاضرند اموال خود را در اختيار مسلمانان بگذارند ، و محيط مدينه را ترك نمايند ، پيامبر صلى الله عليه و آله اين طرح را نيز نپذيرفت . « 1 »
در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه چرا پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله با طرح نمايندهء « بنى قريظه » موافقت نكرد . علت روشن است ، زيرا هيچ بعيد نبود كه اين گروه مانند گروه بنى نضير ، وقتى از تيررس مسلمانان بيرون رفتند ، باز با تحريك نيروهاى عرب بتپرست ، اسلام و مسلمانان را با خطرات بزرگى روبرو سازند ، و باعث شوند كه خون عدهء زيادى ، ريخته شود . از اين جهت ، پيامبر صلى الله عليه و آله با طرح وى موافقت نكرد و شاس برگشته ، مراتب را به مقامات بالا رسانيد .
تصميم نهايى بنى قريظه اين شد ، كه بدون قيد و شرط تسليم مسلمانان شوند ، و يا بنا به نقل برخى از مورخان ، آنچه « سعد معاذ » همپيمان آنها دربارهء آنها روا دانست ، بىچون و چرا بپذيرند . از اين نظر ، درهاى دژ باز شد ، امير مؤمنان على عليه السلام با ستون مخصوصى وارد دژ گرديده ، همه را خلع سلاح كرد ، و آنان را در منازل « بنى النجار » بازداشت نمود تا سرنوشت آنها روشن شود .
چون در گذشته يهوديان « بنى قينقاع » ، به وسيلهء ارتش اسلام دستگير و با مداخلهء خزرجيان ، خصوصاً « عبد اللَّه ابى » بخشوده شدند ، و پيامبر صلى الله عليه و آله از ريختن خون آنها صرفنظر كرد ؛ از اين نظر ، « اوسيان » براى رقابت با خزرجيان ، بيش از حد به پيامبر صلى الله عليه و آله فشار آوردند ، كه « بنى قريظه » را به پاس پيمانى كه با آنها دارند ، ببخشد .
پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر درخواست آنها مقاومت كرد و فرمود : داورى در اين موضوع را به عهدهء بزرگ شما و رئيس گروه اوس ، يعنى « سعد معاذ » مىگذارم .
هامش
( 1 ) . « مغازى واقدى » ، ج 2 / 501 .