باشد . متن تورات يهود اين است كه : « هنگامى كه به قصد نبرد آهنگ شهرى نمودى ، نخست آنها را به صلح دعوت نما ؛ و اگر آنها از درِ جنگ وارد شدند ، شهر را محاصره كن و همين كه بر شهر مسلط گشتى همهء مردان را از دم تيغ بگذران ولى زنها و كودكان و حيوانات و هر چه در شهر موجود است ؛ همه را براى خود به عنوان غنيمت بردار » . « 1 » شايد سعد معاذ تصور مىكرد من كه قاضى انتخابى طرفين هستم ، اگر متجاوزان را با قوانين مذهبى خود آنها مجازات نمايم ، كارى جز عدالت و انصاف انجام ندادهام .
4 - ما تصور مىكنيم كه بزرگترين علت اين رأى ، اين بود كه سعد معاذ با ديدگان خود مشاهده كرده بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بنا به درخواست خزرجيان ، از تقصير طايفه بنى قينقاع گذشت ، و فقط اكتفا كرد كه از محيط مدينه بيرون روند . اين گروه هنوز خاك اسلام را درست تخليه نكرده بودند ، كه كعب اشرف ، راه مكه را پيش گرفت و بر كشتگان « بدر » اشكهاى تمساحانه ريخت و از پاى ننشست تا قريش را براى جنگ مصمم ساخت . در نتيجه ، جنگ احد پيش آمد و هفتاد تن از فرزندان اسلام در اين راه شربت شهادت نوشيدند .
و همچنين بنى النضير ، مورد عفو و بخشودگى پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفتند ، ولى در برابر آن ، با تشكيل يك اتحاديهء نظامى ، جنگ احزاب را به وجود آوردند ؛ كه اگر كاردانى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، و نقشهء خندق نبود ، در همان روزهاى نخست ، تاروپود اسلام را به باد مىدادند ، و بعدها نامى از اسلام باقى نمىماند و هزاران نفر كشته مىشدند .
سعد معاذ اين مراتب را از نظر خود مىگذراند . تجربههاى گذشته ، اجازه نمىداد كه او تسليم عواطف گردد ، و مصالح هزاران تن را فداى دوستى و مصالح يك اقليت نمايد . زيرا به طور مسلم ؛ اين گروه در آينده اين بار با تشكيل يك اتحاديهء وسيعتر ، نيروهاى عرب را بر ضد اسلام شورانيده و با نقشههاى ديگر هستهء مركزى اسلام را به خطر مىافكندند . روى اين جهت ، موجوديت اين گروه
هامش
( 1 ) . تورات ، سفر تثنيه ، فصل 20 .