داد ، و درخواست كرد كه با يكى از اين سه طرح موافقت شود :
1 - همگى اسلام بياوريم ، زيرا نبوت محمد صلى الله عليه و آله امرى است قطعى و بر همهء ما مسلم است ، و تورات نيز آن را تصديق كرده است .
2 - زنان و كودكان خود را بكشيم ، و از دژ بيرون آييم و با مسلمانان آزادانه بجنگيم . اگر كشته شويم نگرانى نداريم ؛ و اگر پيروز شويم ؛ دو مرتبه زن و فرزند پيدا مىكنيم .
3 - امشب شب شنبه است ، محمد صلى الله عليه و آله و ياران او مىدانند كه طايفهء « يهود » ، در شب و روز شنبه دست به هيچ كارى نمىزنند . بنابراين ، ما از غفلت آنها استفاده مىنماييم و شبانه حمله ببريم .
شورا هر سه پيشنهاد را رد كرد ، و گفت : ما هرگز دست از آئين خود و تورات برنمىداريم ، و زندگى براى ما پس از زنان و كودكان خود لذتبخش نيست . و طرح سوم از نظر عقايد مذهبى قابل اجرا نيست . زيرا ممكن است گرفتار خشم الهى گرديم ، همچنان كه اقوام قبل از ما بر اثر عدم مراعات حقوق و احترام شنبه دچار قهر خداوند گرديدند . « 1 »
براى شناسايى روحيهء اعضاى شورا ، گفتگوهاى آنان بهترين راهنماى ما است . رد طرح نخست ، حاكى است كه آنان يك جمعيت لجوج و معاند بودند ، زيرا اگر به راستى ( چنان كه رهبر آنان گفت ) از نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله آگاه بودند ؛ ايستادگى در برابر او معنايى جز لجاجت نخواهد داشت . طرح دوم و گفتگويى كه پيرامون آن انجام گرفت ، شاهد روشنى است كه اين طايفه مردم سنگدلى بودهاند . زيرا كشتن كودكان و زنان معصوم و بىگناه ، بدون قساوت شديد ، امكانپذير نيست . قابل توجه اينكه شورا اين طرح را از اين نظر رد كرد كه زندگى پس از آنها براى ما لذتبخش نخواهد بود . هيچ كس نگفت كه اين بيچارهها چه گناهى مرتكب شدهاند چه ما آنها را ذبح كنيم ، و اگر محمد صلى الله عليه و آله بر آنها مسلط شود ، هرگز آنها را نمىكشد ، و ما پدران عطوف و مهربان ! ! چگونه
هامش
( 1 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 235 .