مفسران مىگويند : اين آيه دربارهء خيانت ابو لبابه نازل گرديد : « اى افراد با ايمان هرگز از روى علم ، به خدا و رسول وى و امانتهايى كه در اختيار شما قرار گرفته است خيانت مورزيد . » « 1 » خبر « ابو لبابه » به پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله رسيد ، فرمود : اگر قبل از اين عمل پيش من مىآمد ، من براى او از خداوند طلب آمرزش مىكردم و خداوند نيز او را مىبخشيد ؛ ولى اكنون بايد بماند تا مغفرت خدا شامل حال او گردد . همسر وى در اوقات نماز مىآمد ، گره طنابى را كه با آن خود را به ستون بسته بود باز مىكرد و پس از انجام فريضه بار ديگر او را به ستون مسجد مىبست .
شش روز گذشت ، سحرگاهان كه پيامبر صلى الله عليه و آله مهمان « ام سلمه » بود ، پيك وحى فرود آمد و آيهء زير را كه حاكى از آمرزش ابو لبابه است ، آورد : « گروهى ديگر از آنها به گناهان خود اعتراف كرده ، عمل نيك و بد را به هم آميختهاند ، شايد خداوند توبهء آنها را بپذيرد ، خداوند آمرزنده و رحيم است . » « 2 »
ديدگان « ام سلمه » ، بر چهرهء نورانى پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه خندهاى بر لب داشت ، افتاد . پيامبر صلى الله عليه و آله به امّ سلمه فرمود : خداوند از تقصير « ابو لبابه » درگذشت . برخيز و بشارت بده . وقتى همسر پيامبر صلى الله عليه و آله آمرزش ابو لبابه را به مردم بشارت داد ؛ مردم ريختند كه بندها را باز كنند ، ولى ابو لبابه گفت : بايد پيامبر صلى الله عليه و آله اين قيد و بندها را باز نمايد .
پيامبر صلى الله عليه و آله براى اقامهء نماز صبح وارد مسجد گرديد و با دستهاى مبارك خود بندها را باز كرد . « 3 »
البته لغزش ابو لبابه ، به خاطر احساسات نابجاى او بود . گريهء مردان و زنان خائن ، قدرت خوددارى را از او سلب كرد ، و راز مسلمانان را فاش ساخت ، ولى قدرت ايمان و ترس از خدا بالاتر از آن بود ، تا آنجا كه او را وادار كرد خيانت خود را آنچنان جبران كند ، كه بار ديگر فكر خيانت در انديشهء او خطور نكند .
هامش
( 1 ) .« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ »« سورهء انفال / 27 » .
( 2 ) .« وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ »« سوره توبه / 102 » .
( 3 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 237 .